پاره‌ای اشتباهات نویسندگان درباره قم

0

بازخوانی نوشته‌های استاد شادروان علی‌ اصغر فقیهی در کتاب دیروز و امروز قم

خوانندگان از عنوان بالا تعجب نکنند. چرا که معلومات جغرافی‌‌نویسان گذشته اغلب از روی تحقیق و اصول نویسندگی نبوده است؛ زیرا راهی برای تحقیقاتِ لازمه نداشتند و مستند ایشان تنها گفته جهانگردان و بازرگانان بود و در عین حال، به این موضوع نیز توجه داشتند که جهان دیده بسیار گوید دروغ. از این جهت، گاهی اتفاق می افتاد که سخنان راست را نیز تکذیب می‌کردند. ابن بطوطه بیچاره بیست و چند سال رنج برد و از طنجه تا مشرق آسیا پیش رفت، هندوستان و جزایر اقیانوس کبیر و حتی چین را از نزدیک مشاهده کرد و وضع زندگانی عجیب مردم این سامان را برای هم وطنان خود به ارمغان برد، ولی در برابر او را استهزا کردند و به وی نسبت دروغ دادند تا آنجا که مورخ فیلسوف، ابن خلدون، معاصر ابن بطوطه در تاریخ خود نوشت که چنین کسی آمده و چنین و چنان می‌گوید؛ ولی معلوم نیست راست بگوید، و پس از پنج شش قرن صدق گفتار ابن بطوطه معلوم گردید.
از سخن دور نیفتیم. در آن زمان‌ها همه کس به آسانی نمی‌توانست مسافرت کند و از همین جهت، مردم از نقاط نزدیک به خود هم اطلاع صحیحی نداشتند. پس ناچار بودند از مسافرین هرچه می‌شنوند، باور کنند.
با توجه به موضوع نام برده نباید تعجب کنیم از اینکه فلان نویسنده راجع به قم با نقطه دیگر موضوعی را نوشته است که با واقع مطابق نیست؛ مثلا اگر در کتاب حبیب‌السیر که از کتب معتبرہ تاریخ است، خواندیم که در قم وادی‌ای است که در آن یوز بسیار باشد و کوهی است که در آن عقرب بسیار باشد، از اینکه از این دو محل در شهر قم نشانی نیست، نباید تعجب به ما دست دهد؛ زیرا غیاث‌الدین میر خواند در بلخ نشسته و از یک نفر مسافر که شاید او هم از درویشی شنیده، موضوع مزبور را یادداشت نموده و در تاریخ خود ضبط کرده است. همچنین وقتی می بینیم مؤلف معجم البلدان می گوید قم از شهرهای مستحدثه اسلامی است و اثری از آثار ایرانیان در آن دیده نمی‌شود، با آنکه تا امروز هم آثار پیش از اسلام این شهر باقی است و با اینکه همه نویسندگان آن را از شهرهای قدیمی ایران دانسته‌اند، ناچار باید بگوییم یاقوت حموی با همه مسافرت‌هایی که نموده، یا اصلا قم را ندیده، یا در خصوص آن تحقیق نکرده است. از این‌ها بالاتر اینکه می‌بینیم دو نفر در یک زمان از قم عبور کرده‌اند؛ یکی شروع به مداحی کرده، دیگری زبان هجو گشوده است. در زمان فتحعلی‌شاه، میرزا سنگلاخ مؤلف تذکره الخطاطین شرح مبسوطی از قم تعریف کرده و قصیده‌ای در مدح آن ذکر نموده که بدین مطلع شروع می‌شود:
دیار قم به از دارالقرار است
در آن صاحب دلان چندین هزار است
در همان موقع، حاج زین العابدین شیروانی ملقب به مستعلی‌شاه، صوفی معروف، پس از تمجید از گذشته قم درباره زمان خود گوید:
چون دور به ما رسید، آسمان تپید. یکی نبود که دل رباید با مراسم انسانی کامل نماید. عموما دشمن فقرا……
و شعر معروف شاه طهماسب را ذکر نموده است….
ما کدام یک از این دو اظهار را ملاک قرار دهیم؟ یکی وارد قم شده و اتفاقا یک نفر قمی از او پذیرایی کرده و همین عمل موجب مداحی او شده، دیگری عبور کرده و به طور تصادف از رهگذری رنجشی حاصل کرده و به حساب جمعیت شهری گذاشته است.
خیلی راه دور نرویم. پانزده سال پیش جناب آقای کیهان، جغرافیای مفصلی در سه جلد از ایران تألیف و منتشر ساختند و با اینکه در این زمان وسایل تحقیقات جغرافیایی به قدر کافی در دسترس هست، در ضمن شرح شهر قم چند اشتباه کرده؛ از جمله اینکه جمعیت آن را بیست هزار نفر نوشته‌اند، در صورتی که به طور تحقیق و طبق مدارک ثابته در ده دوازده سال پیش جمعیت قم از پنجاه هزار متجاوز بوده است. دیگر آنکه از محصولات شهر قم پسته را ذکر کرده‌اند و حال آنکه برای نمونه حتی یک دانه درخت پسته هم در قم نیست….
از همه بالاتر اینکه در کتاب راهنمای قم که هفت هشت سال پیش به مناسبت گشایش موزه قم با دقت تمام تألیف یافته، راجع به قم و اطراف آن اشتباهات مهم و واضحی مشاهده می‌شود که ذکر آنها موجب طول سخن می‌گردد. بنابراین، بهتر است به جای تألیف این همه کتاب قطور به نام تاریخ قم با نام‌های دیگر در مطالب مربوط به این شهر دقت بیشتری بشود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.