علت نام‌گذاری بقعه امامزاده علی الحارث بن احمد معروف به خاکفرج

0

نزد اهالی قم این خیابان و بقعه به خاکفرج مشهور می باشد؛ اما چه انگیزه‌ای باعث شد که این بقعه متبرکه و خیابان و گورستان آن به خاکفرج شهرت یابد مرحوم علامه عباس فیض تحقیقی بسیار جالب و شیرین را در کتاب خود آورده اند که ما آن را ذیلاً اشاره می نمائیم وی می فرماید: توجه به این نکته در کشف این مسئله مؤثر است که در داخل حصار کمیدان برای تأمین آب شرب و مصرف اهالی شهر چاه های بسیاری از عمومی و خصوصی حفر شده بود و چنین گویند که در ازمنه باستانی زلزله ای به وقوع پیوست و در عمق یکی از چاه های عمیق شکافی تولید شد و از آن منفذ گازی متصاعد گردید و مردم کمیدان به هر کیفیت آن را تا سطح زمین مهار کرده و بر فراز آن آتشکده ای بنا نموده آن را مشتعل ساختند که پیوسته آتشکده ای خروشان بود و این آتشکده فروزان که هیچگونه نیازی به آتش گیره و مواد سوختنی نداشت توجه عمومی را به خود جلب کرده به عنوان یکی از سه آتشکده مقدس مورد عنایت پادشاهان ایران باستان واقع شد در نتیجه در اطراف آن قربانی گاه و مهمانسرا بنا کرده درب آنرا هم از طلا بساختند که داستان مُنْطَفِی ساختن آن از امیر قم (برون ترک) در خلافت معتضد عباسی در تاریخ قدیم قم مسطور و چنین آورده است که مردم قم درب طلای آنرا به کوفه فرستادند تا به مکه بفرستند و در مدخل خانه کعبه نصب کنند. و داستان غلبه (مزدک) بر (قباد ساسانی) و مأمور کردن پادشاه به خاموشی جمیع آتشکده ها به جز سه آتشکده در جلد اول گنجینه آثار قم و ضمن اقوال مورخین درباره قم نقل گردیده شد پس از انتقامجوئی انوشیروان دادگر از مزدک و پیروان وی و قتل آنان بدان جهت که زن و مال را که مایه فساد و تباهی هستند، مباح خواندن مذهب اباحی را رواج داده بودند؛ گروهی از مزدکیان فرار کرده، خود را به این سرزمین (کمیدان) رسانیده و برگرد این آتشکده سکونت گزیدند. کار تقدیس این آتشکده را به جائی رسانیدند که احدی جرأت نداشت با لباس ناپاک بدانجا برود و در جوار آن به شرب خمر و یا لهو و لعب بپردازد. اتفاقاً یکی از دیوانگان ناپاک به حرم آتشکده پای نهاده به شرب خمر و نوازندگی پرداخت تصادفاً زلزله دیگری به وقوع پیوست که منفذ گاز را در هم ریخته جلوی آن را فروبست و آتشکده خاموش گشت که این خاموشی را نتیجه آن سوء ادب پنداشتند و برای تجدید روشنی آتشکده به فعالیت پرداخته شعبه ای از آتش جشسف (آذر گشسب) را از آذربایجان بدین مکان انتقال داده آن را روشن نگاه داشتند که برون ترک امیر قم در خلافت معتضد عباسی آتش آن را خاموش و بنایش را منهدم گردانید. سالها گذشت و مردم کمیدان هم به آئین مقدس و مبین اسلام گرویده بودند؛ ولی به حکم عقاید توارثی که در سرشت آنان مخمر شده بود مکان آتشکده را مقدس شمرده با تبدیل کاف دوم خاکبرک به جیم بنام تعریب، آن را خاکفرج خوانده و گاه برای اجرای سنن ملی و از جمله جشن آتش افروزی در شب چهارشنبه آخر هر سال بنام (چهارشنبه سوری) در این نقطه گود که خاک آن را برای احتیاجات ساختمانی برده بودند و بنام خاکبرک یا خاکفرج شهر داشت، گرد آمده آتش ها می‌افروختند و از فراز آنها با چند پرش می گذشتند و به صدای «زردی من از تو سرخی تو ازمن» مترنم می‌شدند و درهمان چاله قربانی‌های خود را هم ذبح می‌نمودند. پیدایش نام خاکفرج موجب گشت که تنی چند از شیادان همین چاه پر شده را تا دو متر تهی سازند و جدارش را با آجر و گچ بیارایند و بر فراز آن قبه‌ای بنا نهند و چنین شهرت دهند که جبرئیل حجرالاسود را از این چاه بیرون آورده و از برای ابراهیم خلیل به مکه برده است. و تدریجاً عوام زود باور بر گِرد این قبه و چاه هفت بار طواف نموده سپس چنین وا نمود کردند که هر کس بخواهد بداند که حاجتش برآورده می شود یا نه، سنگ ریزه ای را بر فراز آن بیافکند اگر بر فراز آن بماند حاجتش برآورده خواهد شد و اگر پائین آید به مراد نمی‌رسد. بالجمله این افسانه را به رنگ دین رنگ زدند و به مرور هم این افسانه دینی چندان در اذهان مردم رسوخ یافت که شعرای بسیاری هم پیرامون آن ابیاتی سرورده‌اند، من جمله زکی باغبان شاعر معروف در مخمس خود در این باره چنین سروده است:

آندم که کس نبود به خلق جهان دلیل
محکم شد از شرافت قم خانه جلیل
معمار طرح ریزی آن کرده جبرئیل
برد از دیار قم حجر کعبه را خلیل
خوشدل کسی ‌که دفن شود در مزار قم

تنظیم : ابوالفضل قیامی

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.