تاريخ سياسي و اجتماعی قم

0

تاريخ سياسي و اجتماعي قم

                  در عصر قاجار

             از آغاز تاپايان عصر ناصري

 

               استاد راهنما : دكتر دهقان نيري

            تحقيق از : سيد حسن قريشي كرين  

          

فهرست مطالب

مقدمه

قم در پويه تاريخ

موقعيت جغرافيايي استان قم

نام و نشان قم

قم در داده‌هاي باستان شناسي

قم در دوران اسلامي تا عصر قاجار

قم در زمان حاكميت آقا محمد خان قاجار

قم در دوره فتحعلي شاه

قم در دوره محمد شاه

قم در عصر ناصري

حاكمان قم

آثار تاريخي و فرهنگي

نتيجه

منابع و ماخذ

 

مقدمه

استان قم با داشتن سابقه چندين هزار ساله سكونتي و گنجينه‌هاي سرشار فرهنگي ، يكي از بزرگترين استان‌هاي فرهنگي ايران است ، علاوه بر آن ، اين شهر با پيشينه تاريخي غني همواره به عنوان يك شهر وابسته به اهل بيت شناخته شده است، وجود مرقد نوراني حضرت معصومه (س) و ديگر نوادگان ائمه (ع) و مهاجرت علويان نيز بر اين عظمت افزوده و شناخت جامعه قم را مثمر ثمرتر مي نمايد كه بخشي از اين جامعه نمونه‌اي كوچك از جامعه و فرهنگ شيعيان و پيروان اهل بيت اطهار (ع) مي باشد

      قم در عهد صفويه و قاجار به علت يرجورداري از حضور علماي شيعه و مدفن بسياري از علويان و جهت مشروعيت بخشيدن به حاكميت حاكمان اين عصر مورد توجه بوده و فتحعلي شاه، براي كسب مشروعيت، كه براي بقاي حكومت و ادامه جنگ ايران و روس به آن شديداً نياز داشت، به علما روي آورد. علما نيز براي جلوگيري از نفوذ اخباريون، از شاه پشتيباني نمودند. اين ارتباط به گسترش حوزه علميه قم انجاميد و از مهاجرت علما به عتبات كه در قلمرو عثماني بود، جلوگيري كرد او ضمن حمايت از علما، هزينه زيادي صرف مرمت، احيا و تزيين مكانهاي متبرك و مقدس، از جمله قم كرد در دوره پادشاهان بعدي قم كم وبيش مورد توجه بوده توصيف جهان گردان اثباتي بر اين مدعي است .در اين عهد بناهاي بسياري در قم ساخته شده كه در بخش پاياني اين مقاله به آن اشاره شده

فصل اوّل : قم در پويه تاريخ

 موقعيت جغرافيايي استان قم

استان قم با وسعتي معادل 11238 كيلومتر مربع تقريباً در مركز ايران واقع شده كه مساحت آن 68/0 كل مساحت كشور مي‌باشد كه كوچك‌ترين استان كشور محسوب مي‌شود. اين استان بين ( 30   50 طول شرقي تا 30   51 ) نسبت به نصف‌النهار گرينويچ و ( 15   34 تا  15   35 ) عرض شمالي نسبت به خط استوا قرار گرفته است.( سالنامه مركزي آمار ايران ، 1375 ، ص 5)

از نظر موقعيت و حدود جغرافيايي ، اين استان از شمال با استان تهران ( ورامين و ري )  ، از شرق با استان سمنان ( گرمسار ) ، از جنوب به استان اصفهان ( كاشان ) و از غرب به استان مركزي ( ساوه ، تفرش ، آشتيان ، دليجان و محلات ) هم جوار است.اين استان براساس آخرين تقسيمات كشوري داراي يك شهرستان ، 5 بخش ، 4 شهر مي‌باشد.

   نام و نشان قم

در دوره باستان ، نام شهر قم « كوانا » يا « قوانا » « كمندان » كُم. « منيجان » و « كُب » بوده كه به علت جمع شدن آب در محل كنوني شهر ، منطقه اي سرسبز ايجاد مي‌شود كه به مرور خانه‌هايي در اين منطقه توسط دامداران و كشاورزان ساخته شد كه به آن كومه يا كُم مي‌گفتند كه معرب آن « قم » مي‌باشد.( تاريخ قم ، ص 21) نظر ديگر حكايت از اين دارد كه ابتدا نام قم كميدان يا كمندان بوده و چهار حرف آن حذف و به صورت اختصاري « كم » ناميده شده و بعدها معرب آن قم خوانده شد.  (تاريخ مذهبي قم ،ص12)

در مقابل رود تيمره يا اناربار و برق رود چشمه‌اي پر آب قرار داشت كه به آن كُب مي‌گفتند و آبي كه در زمين جمع مي‌شد ، از اين چشمه بود به رودخانه‌اي كه از آن چشمه، مي‌آمد ، « كُب رود » مي‌گفتند. سپس « كُب رود » معرب شد و قمرود ناميده شد و آن محل را مناسب با نام آن رودخانه « قم » گفته‌اند. [1]  (تطبيق لغات جغرافيايي قديم و جديد ، ص 9)برخي از جغرافي‌دانان مسلمان از اين شهر به نام « ارض جبل » ، « ويران آباد كردكواد » ياد كرده‌اند.

 قم در داده‌هاي باستان شناسي

قم از شهرهاي باستاني ايران است و تا اواخر دوره ساساني از شهرهاي نسبتاً بزرگ و مهم ايران بود روشن‌ترين دليل قدمت شهر قم ، مكان جغرافيايي و انشعاب راه‌هاي عمده تجاري از اين شهر است. اين منطقه از ديرباز محل اتصال عمده‌ترين راه‌هاي بين‌النهرين و جنوب غربي ايران به شمال شرقي آن و جاده ابريشم است.( انوارالمشعشعين ، ج 1 ، ص 96)

اين منطقه از گذشته‌هاي دور زيستگاه مردمان بومي در هزاره‌هاي پيش از ميلاد بوده و قلعه‌هايي كه براي محافظت كاروان‌ها در مسير راهها و در دوران متعدد تاريخي شكل گرفته ، همه از مظاهر فرهنگي و تمدن اين منطقه مي‌باشد. (تاريخ هنر و معماري ايران ، ص 14)

گروه باستان شناسي « قمرود » در جديدترين اطلاعات خود ، تاريخچه سكونت در ناحيه قم را به هزاره پجم پيش از ميلاد مي‌رسانند.

قديمي‌ترين اثر بدست آمده در اين منطقه متعلق به اوايل هزاره ششم و جديدترين آن متعلق به اواسط هزاره چهارم است. آثار به دست آمده از اين منطقه نشان مي‌دهد. مردم قم در اين دوره با مردم مناطق باستاني ديگر مانند سيلك كاشان در ارتباط بوده است. (مكان يابي و پيدايش شهر قم ، ص 21)

در تاريخ اساطيري ايران ، پيدايش و تأسيس تشكيلات شهر قم را به زمان تهمورث ـ از پادشاهان پشيدادي ـ نسبت مي‌دهند.( تاريخ مذهبي قم ، ص 60) برخي از موّرخان بناي شهر قم را به كيخسرو فرزند كيكاوس ـ دومين پادشاه كياني ـ نسبت مي‌دهند.( تاريخ ايران باستان ، ج 1 ، ص 95)

قم در زمان هخامنشيان ، منطقه‌اي آباد و وسيع بود ، اسكندر مقدوني پس از فتح ايران چند شهر مهم ، از جمله قم را ويران كرد. قم تا زمان ساسانيان احتمالاً چندان رو به آبادي ننهاد. بطلميوس ، جغرافي‌دان مشهور يوناني عصر هلسنيم ، از قم ياد مي‌كند. شاردن مي‌گويد : بسياري از علماي متبحر در فن نقشه‌برداري جغرافيايي ، مدعي بود كه قم همان شهري است كه بطلميوس آن را گونا خوانده است.( سياحت نامه شاردن ، ص 78)

در دوره پارتيان ، از قم ياد نشده است. در اواخر دوره ساسانيان ، قم از شهرهاي نسبتاً بزرگ و مهم ايران بوده است. قباد ساساني حدود سال 488 م ، هنگامي كه از قم مي‌گذشت آن را در نهايت خرابي ديد ، علت را پرسيد. گفتند : كه در اثر حمله اسكندر خراب شده است. پس دستور آباداني آن را صادر كرد و به همين علت قم را به ويران آباد كردكواز نام گذاري نموده اند. در زمان خسرو پرويز ، قم شهري آباد بود و زعفران قمي شهرت داشت. در اين دوره قم جز بلاد پهلوانان به حساب مي‌آمد.( تاريخ غررالسير ، ص 248)

 

  قم در دوران اسلامي تا عصر قاجار

قم در سال 23 هـ . ق به دست سپاه اسلام و به فرماندهي « ابوموسي اشعري » فتح گرديد. در اواخر قرن اول هجري ، حدود سال 94 هـ . ق گروهي از اعراب اشعري كه از هواداران عبدالرحمن بن محمدبن اشعث ـ امير سيستان ـ بودند ، پس از شكست او از حجاج ، پراكنده شدند و اندك اندك به سوي قم آمدند و در قم ساكن شدند.  مردم قم از اشعريون استقبال گرم كردند و علت آن حفاظت و حمايت اشعريون از قميّون بود كه هميشه مورد هجوم ديليمان ، به ويژه در ايام سرور و روزهاي شلوغ سال مانند عيد نوروز و جشن مهرگان قرار گرفتند. ( تاريخ قم ، ص 244)

اعراب اشعري ، مدتي با مردم بومي قم در صلح و صفا زندگي مي‌كردند ؛ ولي پس از چند سال بين قمي‌ها و اشعري‌ها اختلاف روي داد و مردم قم خواهان اخراج آنها شدند. در نتيجه بين آنان درگيري بوجود آمد و اشعريون صاحب قدرت شدند و به آبادي شهر پرداختند. آنان با استفاده از سرمايه‌هاي ناچيز به كشت و كار پرداختند و زمين‌هاي روستايي اطراف را آباد و منسجم تبديل گرديد ـ (گنجينه آثار قم ، ج 1 ، ص 153

شهر قم و شيعيان آن از ابتداي خلافت عباسي ، مورد بي‌مهري و سخت‌گيري خلفا قرار مي‌گرفتند. قم محل امني براي شيعيان و كانون مبارزه عليه عباسيان بود. سخت‌گيري‌هاي منصور دوانيقي ، دومين خليفه عباسي و ديگر خلفا نسبت به شيعيان ، همچنين اجلال نزول حضرت معصومه (س) موجب مهاجرت علويان به قم شد.( تاريخ طبري ، ج 13 ، ص 5742)

ورود بانوي مكرمه حضرت معصومه (س) به قم و اقامت كوتاه ايشان و سپس رحلت ايشان موجب تحولات تازه و مؤثر در استحكام و گسترش گرديد. مرقد مطهر فاطمه معصومه (س) در تحكيم و گسترش حوزه علميه قم نقش بسزايي داشته است. شهر قم تا اواخر قرن سوم هجري ، شهري آباد و بزرگ بود. اين آباداني تا قرن پنجم نيز ادامه داشت. [1] ( فتوح البلدان ، ص 442)

با ظهور سلسله آل بويه ، قم به علت هم مذهب بودن با اين سلسله ، رو به آباداني نهاد ، امراي آل بويه و وزيران شيعي مذهب آنان به قم عنايت ويژه‌اي داشتند . قم در عصر آل بويه ، همگام با بغداد دو پايگاه مهم علمي و فكري شيعه بود و بيشتر فقيهان ، محدثان و متكلمان صاحب نام شيعه در اين دو شهر قرار داشتند. [1] ( تاريخ قم ، ص 215)

در عصر سلجوقيان ، وجود چند دانشمند قمي مانند ميرابوالفضل عراقي ، تاج‌الملك قمي و مسجدالملك براوستاني در دستگاه وزارت ، سبب شدقم از نظر عمراني و فرهنگي رشد نمايد و به عنوان شهر بزرگ مطرح گردد .

شهر قم در فتنه مغولان ويران گرديد ، به حدي كه شهر اسلامي قم به قم درويش خوانده شد. غازان خان ، مشهورترين ايلخان مغول ، پيش از رسيدن به مقام ايلخاني ، حاكم قم بود ، در زمان او قم تا حدود زيادي بازسازي شد و يكي از شهرهاي بزرگ ايران محسوب گشت.

تيمور گورگاني نيز به نقلي  قم را آماج حملات خود قرار داد . خاندان صفي ، از خاندان‌هاي بزرگ تاريخ قم در قرن هشتم و نهم هجري است كه داراي موقعيت اجتماعي بسيار مهمي بودند در قم فرمانرواي نيرومندي داشتند

قم در دوره حاكميت خاندان صفي و جانشينان تيمور و قره‌قونيلوها ، اندك اندك رو به پيشرفت نهاد و از شهرهاي نسبتاً پرجمعيت و معتبر گشت. [1] ( قم در قرون نهم هجري ، ص 171)در دوره قره‌قونيلوها ، قم پايتخت زمستاني شاهان تركمانان بود و به اين شهر توجه خاصي داشتند.

قم در دوره صفويه ، در زمينه سياسي ، اقتصادي و فرهنگي ، به اوج شكوفايي و آباداني رسيد. به طوري كه اكثر آثار تاريخي و مدارس علميه قم مربوط به دوره صفويه است. شاه عباس اول ، مشهورترين و مقتدرترين پادشاه صفوي ، براي جلوگيري از خروج ارز از ايران به عتبات عاليات ، كه آن زمان تابع دولت عثماني بود ، مردم را به زيارت اماكن متبركه در قم و مشهد تشويق مي‌كرد. [1] (زندگاني شاه عباس اول ، ج 3 ، ص 863)

شهر زيبا و پرجمعيت قم ، در تهاجم محمود افغاني ، لطمات زيادي ديد و رو به ويراني نهاد. در زمان نادرشاه قم چندان مورد توجه واقع نشد. فرمانده سپاه او در قم به كشتار و غارت دست زد و عده اي از قمي‌ها را تبعيد و زنداني نمود. ( گنجينه آثار قم ، ج 1 ، ص 171)

در زمان زنديه ، به ويژه در دورة حاكميت كريم خان زند كه به عدالت و سليم والنفس بودن شهره بود ، قم گرچه روي آباداني را نديد ولي حاكماني عادل و مردم دوست مانند معزالدين غفاري براي شهر قم انتخاب شد. ( كريم خان زند ، ص 349)

 

 

قم در زمان حاكميت آقا محمد خان قاجار

آقا محمدخان قاجار براى نابودى سلسله زنديه به اصفهان، فارس و كرمان لشكر كشيد در سرراه خود با حيله و نيرنگ وارد شهر قم شد و به قتل عام مردم و آتش‏زدن خانه و كاشانه آنان پرداخت چون اهالي قم از زنديه دز مقابل آقا محمد خان حمايت كردند و مانع ورود او به شهر شدند ، ولي خان قاجار به كمك علي اللهيان قمرودي شهر را فتح نمود و مدتي در قم توقف نمود و در اين مدت سكه اي ضرب نمود ( تاريخ و جغرافياي قم ، ص102)  . ويراني قم به دست آقامحمد خان بقدري وسيع بود كه شاعر در اين چنين سرود

قم با غم و غم با قم  قرين است                                    بيچاره كسي كه قم نشين است                        

آقا محمد خان با همه خودسري و ددمنشي به فقيه قم ميرزاي قمي (ابوالقاسم بن حسن گيلاني، صاحب قوانين) احترام مي گذارده و به دستورات و درخواستهاي وي ارج مي نهاده است.

  مدرسي طباطبايي 5 نامه اي از ميرزاي قمي به آقا محمد خان قاجار كه در حد خود نوعي «نصيحة الملوك» است، نقل مي نمايد(ماهنامه وحيد، س 11، ش 11 و 12، بهمن و اسفند 1352 ه . ش.، صص 1151 – 1150 و 1221 – 1214؛ س 12، ش 1 فروردين 1353، صص 42 – 32)

 

قم در دوره فتحعلي شاه

در دوره فتحعلي شاه اوضاع قم رو به بهبودي نهاد  ، او در ابتداي سلطنت خود نذر كرده بود اگر در سلطنت باقي بماند از مردم قم ماليات نگيرد و به عمران و آبادي شهر بپردازد و گنبد حضرت معصومه را مطلا نمايد و مدرسه فيضه را تجديد بنا كند ( حقايق الاخبار ناصري ، ص 22)  در اين عهد است كه ما  شاهد گسترش بناها ، اماكن مذهبي ، مدارس و مساجد در قم هستيم و 3000 باب خانه و 30 تا 40 قريه در اين منطقه قرا دارد( رياض السياحه ، ص702). به طوري كه بارتولد قم را دومين شهر مذهبي ايران برمي شمرد( تذكره جغرافياي ايران ، ص 193

 شاه و با آن كه بخل و خست شهرت داشت در كمال سخاوت در تعمير و تزيين شهر قم كوشيد ، گنبد حرم حضرت فاطمه معصومه (س)را با خشت هاي مسين زراندود نمود و يك بيمارستان (مدرسه دارالشفا) يك مهمان‌سرا در شهر قم ايجاد كرد و مدرسه فيضيه را تجديد بنا نمود و براي خودش مقبره اي در جوار مرقد حضرت فاطمه معصومه (س) ساخت (فرهنگ القاب و عناوين شهرها، ص 48) و عاقبت در جوار بقعه مطهر فاطمه معصومه عليها السلام پس از به جا گذاشتن 57 پسر و 46 دختر، مدفون گشت.( حقايق الاخبار ناصري، ص 22) بر سنگ قبرش اين اشعار را كندند:

خاقانم و يك جهان گناه آوردم                   در حضرت معصومه پناه آوردم
مهر نبي و دخت علي را يا رب                  بر درگه كبريا گواه آوردم

فتحعلي شاه، براي كسب مشروعيت، كه براي بقاي حكومت و ادامه جنگ ايران و روس به آن شديداً نياز داشت، به علما روي آورد. علما نيز براي جلوگيري از نفوذ اخباريون، از شاه پشتيباني نمودند. اين ارتباط به گسترش حوزه علميه قم انجاميد و از مهاجرت علما به عتبات كه در قلمرو عثماني بود، جلوگيري كرد.( تاريخ معاصر ايران، ج 1، ص 69.) علماي بزرگي در حوزه علميه قم به تحصيل و تدريس اشتغال داشتند كه ميرزاي قمي سرآمد آنان بود. شاه، ضمن حمايت از علما، هزينه زيادي صرف مرمت، احيا و تزيين مكانهاي متبرك و مقدس، از جمله قم كرد

فتحعلي شاه افتخار دامادي قميها را نيز داشت. او «از ميان صد و اندي زنان خود، يكي را به نام «جان بيگم» از اهالي قم انتخاب كرد. او يك فرزند براي شاه آورد».( تاريخ عضدي، ص 339.) و شاه نيز قم را به تيول يكي از زنانش درآورد

در عصر فتحعلي شاه قاجار. مكتب قم مفتخر بود از حضور انديشمند بنام، چون ميرزاي قمي بهره مند باشد  ميرزا ابوالقاسم به سال 1151 ه . ق در جاپلق به دنيا آمد. مقدمات تحصيل خود را در محضر پدر بزرگوار گذراند و بعدها براي ادامه تحصيل به خوانسار مسافرت كرد و از محضر آقا سيد حسين خوانساري فقه و اصول را آموخت. در سال 1174ه . ق به حوزهعلميه كربلا رفت و در محضر آية الله وحيد بهبهاني به شاگردي پرداخت. ميرزاي قمي پس از اقامت طولاني، به زادگاه خويش جاپلق بازگشت و در آنجا و روستاي قلعه بابو، به ترويج مسايل دين و تدريس فقه و اصول مشغول بود و سپس به قم مهاجرت كرد و در مدت زماني اندك رياست و مرجعيت شيعه به وي رسيد. او به كار تأليف و تصنيف، تدريس و صدور فتوا، و تبليغ و ترويج دين پرداخت و مسجد جامع شهر را براي اقامه نماز جمعه و جماعت برگزيد. و بدين گونه، رفته رفته آن شهر علم و دين كه پس از فتنه افغانها از عالم تهي گشته بود، رونق پيشين خود را بازيافت و در شمار مراكز مهم علمي شيعه در آمد.( قصص العلماء، محمد تنكابني، ص 180؛) مجموعه اي از نصايح و مواعظ ( نامه مفصل به فتحعلي شاه) از آثار سياسي اوست.( اعيان الشيعة، ج 2، ص 421؛ الذريعة، آقا بزرگ تهراني، ج 22، ص 159) كه مدرسي طباطبايي 5 تا از اين نامه ها را در مجله بر رسي هاي تاريخي آورده است

  1. نامه اي در پاسخ نامه ميرزا كه در آن، از گرفتاران ترشيز شفاعت نموده بود؛
  2. نامه اي در پاسخ مكتوب ميرزا كه در آن تخفيف ماليات ديواني مردم قم را به خاطر آفات زراعي در سال 1224 ه . ق. خواسته بود؛
  3. نامه اي كه پس از سفر به قم نگاشته و فرستاده شده بود؛
  4. نامه اي در تعزيت درگذشت تنها پسر ميرزا كه در آب غرق شده بود؛
  5. نامه اي كه در آن از قسمت هر ساله خود از ضيافت ميرزا و اينكه در اين سال به خاطر موانعي، توفيق سفر به قم را نيافته است، ياد مي كند( ماهنامه «بررسي هاي تاريخي» س 10، ش 4، مهر و آبان 1354 ه . ش.، صص 276 -247)

فتحعلي شاه قاجار خود را مريد ميرزا مي شمرد و در نخستين سفرش به قم براي ديدار با او به مسجد جامع شهر آمد و در نماز جماعت او شركت كرد. گويند ميرزا در يكي از ملاقاتهاي خود با شاه در بين گفتگو، خطاب به فتحعلي شاه فرمود:

اي شاه ! با مردم به عدالت رفتار كن؛ زيرا كه مي ترسم به موجب معاشرتي كه با تو دارم، نظر به آيه شريفه «و لا تركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار»( سوره هود: 11، آيه 113) مستوجب عذاب پروردگار شوم!

سلطان قاجار در جواب ميرزا عرض كرد: نظر به اين روايات كه مي گويد: « هر كه در دنيا سنگي را دوست داشته باشد، در آخرت با او محشور خواهد شد » بنده هم چون در دنيا با شما معاشرت و دوستي دارم، اميدوارم كه در بهشت عنبر سرشت نيز با شما محشور باشم.

در ديدار ديگري كه ميرزا با فتحعلي شاه داشت، دست به ريش وي كه بسيار بلند بود، كشيد و فرمود: اي شاه ! كاري نكن كه اين ريش فرداي قيامت با آتش جهنم بسوزد!( تاريخ قم، ناصر الشريعة، ص 219)

هر چند كه سلطان نسبت به ميرزاي قمي علاقه مي ورزيد، ميرزا به وي بي اعتناتر مي شد و بيشتر از وي فاصله مي گرفت. روزي فتحعلي شاه از آن بزرگوار درخواست كرد كه اجازه دهد تا دختر خويش را به ازدواج پسر ميرزا در آورد و بدين وسيله رابطه خانوادگي بين ميرزا و خانواده سلطنتي بر قرار گردد. ميرزا از اين پيشنهاد سخت ناراحت و نگران شد و از قبول آن خودداري ورزيد. گر چه آن جلسه بدون نتيجه پايان پذيرفت اما چون براي ميرزا اين احتمال وجود داشت كه با اصرار شاه مجبور گردد از روي ناچاري به اين وصلت تن در دهد دست به دعا برداشت و گفت: « خدايا، اگر بناست شاهزاده به همسري پسر من در آيد مرگ جوانم را برسان ! » طولي نكشيد كه تنها پسر ميرزا در آب غرق شد و در اثر اين سانحه از دنيا رفت.( قصص العلماء، ص 10) ميرزا ابوالقاسم قمي به سال 1231 در شهر قم درگذشت.

 از سياحان معروف دوره فتحعلي شاه بارون كلمنت اگوستوس دوبد، سياح روسي  است كه در محدوده زماني قتل گريبايدوف، در سمت نايب اولي سفارت روسيه در تهران انجام وظيفه مي كرد. و او در مورد قم مي نويسد : در شهر مقدس قم كه مرقد فاطمه عليها السلام خواهر يكي از امامان بزرگ در آن واقع است، فقط مدت كوتاهي آن هم در يك كاروانسراي مخروبه توقف نمودم كه حال به چاپارخانه يا جايي كه اسبها را در آنجا نگه داري مي كنند، تبديل شده است سفرنامه لرستان و خوزستان، بارون دوبد،.ص 26 -28)

 

قم در دوره محمد شاه

در زمان محمدشاه، سومين پادشاه قاجار، دوباره خرابي به قم راه يافت. مؤلف كتاب جهان نما، در اين زمان قم را شهري مخروبه معرفي كرده و جمعيت آن را 25000 تن نوشته است.( انوار پراكنده، ج1، ص 38) در ابتداي سلطنت او، آقاخان محلاتي، رئيس فرقه اسماعيليه، مدتي حاكم قم بود.( ايران در برخورد با استعمارگران، ص 230) او بعدها فتنه اسماعيليه را به راه انداخت.

محمد شاه، مانند اسلافش، براي صيد و شكار و زيارت به قم مي آمد. او در سال 1266 ه .ق. در سفري كه به قم داشت، دستور داد ايوان بقعه مباركه را به اتمام برسانند. هنگام حمله انگليسيها به جزيره خارك، او در قم سكونت داشت.( اكسيرالتواريخ، ص 507) محمدشاه برخي از مخالفان خود را به قم تبعيد مي كرد.( فتنه باب، ص 279) و عاقبت خودش در اين شهر و در حرم حضرت معصومه عليها السلام به خاك سپرده شد.

دانشمند و جهانگرد فرانسوي، اوژن فلاندن كه در زمان محمد شاه قاجاردر سالهاي 1840 – 1841 ميلادي (برابر 1256 – 1258 ق./ 1219 – 1221 ش.)به اتفاق هنرمند هموطن خود پاسكال كست به ايران آمده و آثار تخت جمشيد ونقش رستم را مانند بسياري آثار تاريخي ديگر ايران به دقت ديده و بررسي نموده، ماجراهاي اين مسافرت و دستاوردهاي آن را به تفصيل نگاشته است

يكي از شهرهايي كه توجه فلاندن را به خود معطوف داشت، شهر مقدس قم است. فلاندن در اين باره مي گويد:

«[در دشت قم ] حرارت مشقت آور و بخاراتي كه از روي زمين برمي خاست، پرده اي تشكيل مي داد كه سطح افق را تماماً فرا مي گرفت. به استثناي چند كوه كه از دور ديده مي شد، چيزي ديگر در اين دشت يافت نمي شود و نوعي سراب پيوسته در جلو نمايان است كه افق حقيقي را مخفي مي سازد. با وصف بالا، در ظاهر توانستيم از لاي هواي كدر، نقطه درخشاني را ببينيم. اين گنبد طلايي قم بود كه از دور به مسافتي بعيد ديده مي شد. [شيعيان ] خاك قم را مقدس و محترم مي دانند و از اين لحاظ عده اي از مقدسين مدفن خود را در قم قرار داده اند. قم مقابر متعدد و زيادي دارد كه امام زاده يعني مرقد اعقاب علي عليه السلام هستند. گويند در دو قرن پيش عدد اين مقابر به چهارصد مي رسيده، ليكن امروز بسيار كمتر است.

دو ساعت بعدازظهر به رودخانه اي كه شهر را مشروب مي سازد رسيديم. از روي پلي دوازده دهنه گذشته و در انتهاي ديگر از دري كه دروازه بازار است، وارد شهر شديم. قصري بزرگ كه سابقاً قشنگ و تزييناتي داشته به ما واگذاشتند. قم از نظر فني و صنعتي تنها صابون پزي و كوزه گري دارد».

فتحعلي شاه به قم احترامي به سزا مي گذاشت؛ حتي از كوچه هايش پياده عبور مي نموده است، در وقتي كه عمويش سلطنت مي كرد با اينكه به جز او وارثي نداشت، فتحعلي شاه نذر نمود كه اگر به تخت سلطنت نشيند، اين شهر را پر از ساختمانهاي نفيس كند و مردمش را از هر مالياتي معاف بدارد و چون به تخت نشست به عهد خود وفا كرده، به علاوه در شهرت دادن اين شهر و زيارتگاهش مجاهدت بسيار نمود. (سفر نامه اوژن فلاندن به ايران،.ص 123 و 122.)

 

قم در عصر ناصري

در دوره پادشاهي ناصرالدين شاه، قم بارديگر رو به آبادي نهاد. ناصرالدين شاه دستور داد قناتي براي تهيه آب كشاورزي حفر كنند. اين قنات كه به همّت و اصرار محمدتقي ارباب حفر شده بود، به قنات ناصري معروف شد.( تاريخ نگاري قم در دوره ناصري، ص 69)

عضد الملك كه در سال 1287 ه .ق. از قم عبور كرده، قم را شهري آباد ياد مي كند و مي نويسد: «در قم مردمي هوشمند و دعاگوي خالص العقيده اند و اطراف شهر تمام باغات است و در طرف غرب آن بلد، رودخانه اي است كه هنگام بهار متجاوز از سيصد سنگ آب در آن جاري مي شود و به ديوار شهر اتصال دارد»؛(سفرنامه عضدالملك به عتبات، ص 34) ولي «كرزن»، جهان گرد انگليسي، وضع قم را «ترسناك توصيف مي كند كه به استثناي خانه ها و بازارهاي اطراف آستانه حضرت فاطمه معصومه، شهر عمدتاً پر از آشغال و زباله است و خيابانهاي شهر ناهموار، خراب و پراز چاله چوله است». وي مي نويسد: «قم از سابق، به واسطه خربزه، خيار، اسلحه سازي، كفش دوزي، كوزه و تنگ شهرت داشت».(ايران و قضيه ايران، ص 13)  

       از حوادث مهم عصر ناصري بروز وباي مهلكي در سال 1269 ه .ق. و زلزله شديدي در سال 1285 ه .ق. در قم است كه به موجب آن عده زيادي از مردم كشته شدند.( عين الوقايع، ص 65)

حادثه ديگر، بروز قحطي شديد در قم در سالهاي 1288-1287 ه .ق. بود كه «هنري بلوكه»، جراح ارتش هند، در سفري كه در اواخر سال 1288 ه .ق. (1872 م.) به قم داشت، درباره آن مي نويسد: «جزئيات سفر قم دلخراش و مناظر ديده شده وحشتناك بود. اجساد مردگان جاده ها را پوشانده و هوا را با تعفن ناشي از گنديدن آن مسموم مي كرد… دهات خالي و خاموش همانند خانه ارواح بود».(قحطي سال 1288 قمري در قم، ص 135) و عده اي بچه ها را مي ربودند و مي خوردند

     مردم قم به علت افزايش ماليات، باتوجه به مصائب طبيعي كه گريبانگير مردم شده بود، به ناصرالدين شاه شكايت كردند، ولي شاه به شكايت آنها رسيدگي ننمود.( شرح زندگاني من، ج 1، ص 337) يكي از حكمرانان قم در عهد اين پادشاه، اديب الملك مي باشد كه در خاطرات خود، قم را شهري فقير مي شمارد و تعداد خانه ها را در قم 3968 خانه و تعداد جمعيت را 22473 نفر تخمين مي زند.( سفرنامه اديب الملك، ص 497)

     از فقهاي مشهور قم  كه پس از ميرزاي قمي در شهر مقدس قم مي زيست، ملا محمد صادق قمي است از او  نامه اي هشدار دهنده به ناصر الدين شاه وجود دارد كه بيانگر وضعيت اجتماعي و سياسي جامعه ايران و رابطه دين و دولت قبل از تحريم و وضع اسفبار دربار قاجار است. قمي نامه خود را با اين سخن آغاز مي كند:  

   «انبياء مرسلين، رسائل فيوضات غير متناهيه بودند كه از حق به خلق برسانند. و علماء كه نواب انبياء هستند، مي بايد از ظل الله گرفته به رعايا كه ودايع الهي خزاين حضرت ظل اللهيه مي باشند، برسانند. آن مواهب بي پايان و آن عطاياي بي كران كه بايد به عامه رعايا عايد شود انصاف و دل است كه هيچ مملكت و هيچ رعيت آرامش و آسايش نداشته و ندارند، الّا به اين خصلت حميده و اين صفت پسنديده. خلفا در اين معني اهتمام تمام داشته اند و پيوسته در مجالس خود علماء و وعاظ را (ملتزم نموده، ايشان را به ذكر مواعظ و نصايح مدح و انصاف) مأمور بلكه مجبور مي نمودند تا از آثار پسنديده كه نتاج عدل است، همه روزه محفوظ باشند (و از اختلال مملكت و ملت كه نتيجه ظلم و جور است، محفوظ بمانند)… با اين خصال، ايشان را خلفاء جور مي گويند در دنيا با اين لقب زشت و در آخرت محروم از بهشت خواهند بود؛ چرا كه در اظهار يك كلمه حقه مضايقه كردند».( انديشه تحريم در تاريخ سياسي ايران، ص 45 – 40. ) او با نقد عملكرد ظالمانه وزراي دربار قاجار، بر اهميت اجراي عدالت پاي مي فشارد

كارلاسرنا يك زن ايتاليايي است كه در سال 1877م / 1294ه .ق كها از طريق درياي خزر به بابلسر كنوني مي آيد و از آنجا عازم تهران مي شود.  سفر خانم كارلاسرنا از تهران و برخي شهرهاي شمالي ايران باسي امين سال سلطنت ناصرالدين شاه و گماشته شدن ميرزا حسين خان سپهسالار در سمت وزيرخارجه مصادف بوده است، اين بانوي اروپايي اوضاع اجتماعي و سياسي ايران در يك صد سال پيش را به دقت مورد مطالعه قرار داده و گزارش هايي روشن از حكومت استبدادي ناصرالدين شاه وعياشي و ستمگري و غارتگري او و همچنين شيوه زندگاني طبقات مختلف مردم پايتخت ايران و اهالي شهرهاي بين راه و فرهنگ و آداب و شيوه مسافرت و وضع معيشت آنهارا از نزديك مشاهده كرده است.

كارلاسرنا توصيفهاي دقيقي از مسير حركت خود دارد اوشهرهاي ايران بويژه مناطق شمالي را به زيبايي مي ستايد. يكي از شهرهايي كه توجه خانم كارلاسرنا را به خود جلب كرده است شهر مقدس قم است. او در اين باره مي نويسد:

«قم نزديكترين شهر متبرك و مقدس نزديك تهران است. اين شهر بين تهران و اصفهان واقع شده است و به گفته برخي آن را در سال 203هجري ساخته اند و سابقا بسيار رجمعيت بوده است. قسمت مهمي از شهر كه 1722 (1135ه .ق) به وسيله افغانيها خراب شده است همچنان خرابه مانده است. اين شهر شهرت خود را مديون مقبره فاطمه دختر امام رضاست. ثروت اين حرم مطهر فوق العاده است. گنبدش از طلاست ضريحي از نقره خالص به دور مرقد كشيده شده كه گويهاي بزرگ زرين در چهار گوشه آن به چشم مي خورد. قبر فتحعلي شاه در مجاورت اين گور مقدس است.  از قرن ها پيش قم گورگاه شاهان ايران است. مقبره هاي آنان به شكل كليساي كوچكي ساخته شده است بي آنكه از جلال و شكوه كليسايي برخوردار باشد. زمين مقبره ها باسنگ سماق آبي و طلايي فرش و طاقها با كاشيهاي قيمتي تزئين گرديده است. روز و شب ملاياني در كنار قبرها به نماز خواندن و قرائت قرآن مشغولند. شاهان وقت نيز گاهي به زيارت اين قبور مي روند.

ناصرالدين شاه بارها آرامگاه اجداد خود را كه احتمالا خود نيز در آنجا به خاك سپرده خواهد شد زيارت كرده است. هنگامي كه به قم مي رود درباريان و ملايان وگروهي از مردم با وي همراهند، چون «مشاهد» براي كساني كه مورد تعقيب شاه يادولتند «بست » تلقي مي شود، غالبا مجرميني كه بدين مكانها پناهنده مي شوند موردعفو قرار مي گيرند و به ندرت اتفاق مي افتد كه حتي مرتكبين جرائم سنگين پس ازپناه آوردن به مشاهد مقدس مورد عفو قرار نگيرند» (مردم و ديدنيهاي ايران)

 

هيزيش كارل بروگش (1894-1827 م.) كه از مصرشناسان به نام آلمان شمرده مي شود، درباره ايران نيز پژوهشهاي بسيار داشته و دوبار به ايران سفر كرده است.

نخستين سفر وي به ايران در سال 1859 م. همراه هيأتي بود كه دولت پروس به ايران فرستاد و چون سفير پروس در اين سفر در گذشت، بروگش جانشين وي شد و تا سال 1861 م. در ايران اقامت داشت. بروگش در بازگشت به آلمان، نخستين سفرنامه خود را نوشت.( ر.ك: سفري به دربار سلطان صاحبقران، هيزيش كارل بروگش،.) سفر دوم وي در سال 1886 م. انجام شد كه طي آن، از راه روسيه و قفقاز به ايران آمد و از گيلان و تهران و اصفهان و شيراز ديدن كرد. خاطرات وي از اين سفر مي تواند براي آشنايي با اوضاع اجتماعي ايران در نيمه دوم سده نوزدهم مفيد باشد.( در سرزمين آفتاب،.)

بروگش، شهرهاي ايران را، چه آنها كه تا رسيدن به پايتخت در مسيرش قرار داشته و يا آنهايي كه در مدت اقامتش در ايران به آنها سفر كرده، گاه به اجمال و در برخي موارد به تفصيل توصيف مي كند. از شهرهايي كه در سفرنامه اش بدانها پرداخته، شهر مقدس قم است. او آنچه درباره اين ديار ديده و شنيده، از مدخل شهر تا آستانه مقدسه و حرم حضرت معصومه عليها السلام چنين به قلم مي آورد

قم مدفن قديسين ديگري هم هست. بنا به گفته اهالي محل، قم داراي 444 امام زاده كوچك و بزرگ است. سه بار عدد چهار معناي خاصي دارد؛ زيرا در زبان فارسي عدد چهل مانند عدد صد در نزد ما مفهوم كثرت را مي رساند؛ مثلاً به تالاري كه داراي ستونهاي زيادي است «چهل ستون» مي گويند، جار را «چهل چراغ» و هزارپا را «چهل پا» و گاهي اوقات هم ويرانه تخت جمشيد را «چهل منار» مي نامند.

دور نماي شهر قم با وجود گنبد زرين و مناره هاي متعدد كه از پشت باروي شهر قد برافراشته، چندان تماشايي نيست. قبل از اينكه به مركز شهر برسيم بايد از كنار خانه هاي مخروبه و نيمه مخروبه متعددي بگذريم. در ميان اين بناهاي مخروبه برجهايي با كاشيهاي لعابي آبي رنگ ديده مي شود. آخرين برج كه از همه قديمي تر است، از حيث خصوصيات معماري براي اين منطقه يك نمونه و سرمشق محسوب مي شود.

جمعيت قم را بين ده تا دوازده هزار نفر تخمين مي زنند. اهاليش اغلب فقيرند و از ساختن كاسه و كوزه و ظروف سفالي امرار معاش مي كنند. فقط در مركز شهر است كه ظاهراً ساكنانش از رفاه نسبي برخوردارند و علتش مي تواند آمدن دايمي زوار باشد. سقف خانه ها اكثراً گنبدي شكل است و ظاهراً خوب نگه داري مي شوند. در مركز بازار كه خوب و پاكيزه است، اندك جنب و جوشي مشاهده مي شود. كوزه هاي قم، به ويژه آنهايي كه داراي لعابي آبي رنگ است، به خوبي مشهور است و در دكانهاي شهر و در بازار، انواع و اقسامش به فروش مي رسد.

رودخانه قم كه رودي كم عرض است، در حومه شهر تعدادي آسياب آبي را به حركت در مي آورد. اهالي محل براي آرد كردن گندم از اين آسيابها استفاده مي كنند. آن سوي شهر قم از حيث مناظر طبيعي زيباست و مسافري كه به زحمت موفق به خارج شدن از دروازه چاپارخانه شده و مي خواهد از راه كاروان رو به مسافرت طولاني به سوي اصفهان ادامه دهد، از تماشاي اين مناظر احساس شادي و شعف مي كند و تااندازه اي كسالتش برطرف مي گردد».(در سرزمين آقتاب، ص 131 – 128.)

  فوريه پزشك مخصوص ناصرالدين شاه در باره قم مي نويسد:

      «راه از منظريه تا قم مستقيم است. فقط در وسط راه قدري منحرف مي شود تا از روي پل دلاك بگذرد. اين پل به قول مشهور كار يك نفر دلاك است. در منتهي اليه راه، گنبد طلا و مناره هاي مزار حضرت فاطمه معصومه [عليها السلام ] ساخته شده. وجود اين مزار در اين نقطه بر آن باعث آمده است كه شيعيان از جميع نقاط اموات خود را براي دفن به اينجا بياورند؛ چنان كه شاه صفي و شاه عباس و شاه سليمان از سلسله صفويه و فتحعليشاه و محمد شاه از سلسله قاجاريه در اين محل مدفون اند. ناصر الدين شاه هم در همين نقطه در كار تهيه قبري جهت خود هست و امين السلطان هر سال براي فاتحه خواني بر سر قبر مادر خود به اينجا مي آيد. ….چون شهر قم را خانمي تحت حمايت دارد، حكومت آن را هم شاه به خانمي كه دختر ارشد او يعني فخرالملوك باشد واگذاشته است. قم در وسط باغستانهايي سبز و خرم واقع شده و سبزي تيره فام درختان به خوبي از رنگ سرخ و زرد تپه هاي اطراف مشخص است. آبادي شهر در ساحل راست قمرود ساخته شده. عرض اين رودخانه زياد است و مي رساند كه در مواقع طغيان، آب آن زياد مي شود»(.سه سال در ايران،
ص 129.)

كنت ژولين دورو ششوار، در آغاز دهه هفتم سده نوزدهم كه ناصرالدين شاه هنوز سلطنت مي كرد، از جانب دولت فرانسه براي بررسي و گردآوردن اطلاعات در زمينه هاي اقتصادي، صنعتي، بازرگاني و هنري به ايران آمد و روي هم رفته شش سال در سفارت بود. او در توصيف مشاهدات خود، در مورد شهر قم و مرقد مقدس حضرت فاطمه معصومه عليها السلام مي نويسد:

«يكي از اماكن مقدسه ايران در قم است، و آن مقبره حضرت معصومه [عليها السلام ]، خواهر امام رضاعليه السلام است كه در حياتش، همچون برادر بزرگوارش، در معجزه و كرامات شهرت فراوان داشت. از اين مقبره، شاردن توصيفي بر جاي گذاشته هر چند كه خود نتوانسته است از آن ديدن كند؛ اما من از شاردن خوش اقبال تر بودم، به درون اين حرم مقدس راه يافتم و جاه و جلال آن را به چشم ديدم. گنبد و در بزرگ آن پوشيده است از ورقه هاي طلا، و ضريح از نقره خالص و يكپارچه. زيارت كنندگان، پس از خواندن زيارت نامه و دعا، پول به درون ضريح مي ريزند. هر سال يك بار به دستور توليت حرم، ضريح را مي گشايند و پولهاي انباشته را بيرون مي آورند. ثروتي كه از اين راه به دست مي آيد، صرف نگه داري اين بناي با عظمت مي شود. گور چند تن از شاهان صفويه و همه شاهان مرده قاجاريه و نيز گور شاهزاده كامران ميرزا در آن جاست. و از اين ديد، مقبره حضرت معصومه [عليها السلام ] قم همانند كليساي سن دني(Saint. Denis) در فرانسه است. از اعيان و اشراف هم آنها كه خدماتي به كشور كرده اند، در اينجا دفن شده اند، همچون معتمدالدوله و خواجه گرجستاني كه پس از اسلام آوردن، حكمران اصفهانش كردند. شهر قم، يك گورستان بزرگ است. از همه نقاط ايران، دور و نزديك، جنازه مردگان خود را به قم مي برند و به خاك مي سپارند؛ زيرا عقيده دارند كه مرده اي كه در جوار حرم مقدس آرميده است، گناهش آمرزيده مي شود. اين شيوه، و كاروانهاي زائرين، دست به دست هم داده، به شهر قم اندك رونقي مي بخشند كه بي آن قم چيزي نيست، جز يك كوير. نه صنعت دارد نه كشاورزي، و اگر پول زائرين و مردگان به قم نمي آمد، قميها درمانده بودند. تمامي دور و بر قم كوير است و پوشيده از يك لايه نمك و قليا، كه بارانهاي زمستان آن را مي شويند و مي برند و اندكي دورتر در باتلاقي مي انبارند كه هر كس در آن افتد و فرو رود ديگر بيرون نيايد.

شهر قم را رود كوچكي آبياري مي كند كه از كوه هاي البرز سرچشمه مي گيرد و حدود بيست فرسنگ پايين تر در شنزار كوير بزرگ ناپديد مي شود. عناصر نمك و مسهل در آب وجود دارد و از اين رو آشاميدني نيست، مگر زماني كه برفهاي آب شده در بستر آن روان مي شود و آن وقت است كه گودي آب و تندي جريان آن از آلوده شدن آب به مواد ناسازگار جلوگيري مي كند. فاصله قم تا تهران زياد نيست. با اين حال، سفر در آن ملال آور است، به ويژه در تابستان كه گذر از كوير، رنج و سختي را به ملال افزون مي كند.( خاطرات سفر ايران، كنت ژولين دورو ششوار، ص 178)

مارسل ديولافوا، مهندس و باستان شناس ( 1843 تا 1920 م) سبكهاي معماري خاور و باختر و پيوند آنها با يكديگر مطالعه مي كرده است، مادام ديولافوا در اين مسافرت ها با شوهر خود همراه بوده است. اين زن فاضله از هنگام حركت از فرانسه تا موقع مراجعت به آنجا، وقايع روزانه مسافرت و نتيجه مشاهدات و تحقيقات و مطالعات شوهر خود را مشروحاً يادداشت كرده و به صورت كتابي به عنوان «مسافرت ديولافوا در ايران و شوش و كلده» در پاريس به طبع رسانيده است

     ريزبيني و نكته سنجيهاي ديولافوا سبب گرديده تا هر چه را كه در كوه و دشت و بيابان و روستا و شهر مي بيند، به دقت توصيف كند. از اين رو، ورود خود به آستانه شهر قم را چنين شرح مي دهد:

«خوشبختانه ساعت هفت، گنبد طلاي قم پديدار گرديد كه در پرتو اشعه آفتاب، مانند ستارگان نيزه بازي مي كرد. بالاخره نزديك ساعت هشت به قم رسيديم و در كاروانسراي معموري داخل شديم كه عده زيادي از تجار يهودي در آنجا منزل داشتند.  بالاخره بالاخانه وسيع و هواگير در اختيار ما گذارده شد. پس از مختصر استراحتي از روزنه هاي اي بالاخانه به تماشاي منظره شهر پرداختم. خانه ها همانند مأمونيه و ساوه داراي نيم گنبدهاي خشت و گلي هستند كه شكل آنها از خارج ديده مي شود و به قدري زياد هستند كه از دور هم مانند كله هاي درخشنده اي در پرتو آفتاب خودنمايي مي كنند و به افق مه آلوده اي كه در پايه كوهستان به نظر مي آيد، منتهي مي گردند. از طرفي هم در دور دست بامهاي مخروطي شكل مقابر شيوخ نمايان است و در طرف چپ، باغها قشنگي مقبره حضرت فاطمه را احاطه كرده اند.

دوم اوت. منزل ما خوب بود. غذايي خورديم واستراحت كرديم. به محض اينكه از خواب بيدار شديم، نوكران ما به بالاخانه آمدند و يكي از آنها نفس زنان گفت: «صاحب» حاكم قم سي نفر فراش فرستاده كه به شما تبريك ورود بگويند و شما را به دارالحكومة ببرند و مي گويند: كاروانسرا شايسته اشخاص بزرگي مانند شما نيست.  ما هم از لطف حاكم ممنون شده، به راه افتاديم. فراشان و نوكران به طور دسته جمعي جلو افتاده ما را با تجليل از پل رودخانه عبور دادند. از خرابه هاي مسجدي كه دو منار آن هنوز بر سر پا هستند، گذشتيم و از آنجا به بازار داخل شده، از قبرستاني عبور كرديم و وارد كوچه هاي پر پيچ وخم شديم.  مردم عابر هم از ديدن اين جمعيت همه جا در عرض راه توقف كرده و به تماشاي ما مي پرداختند. بالاخره در مقابل سر در بزرگي رسيديم كه با گچ بري تزيين يافته بود. از اين سر در گذشته وارد حياط اول دارالحكومة شديم. در آنجا جمعيتي از سربازان و ملاها را ديديم كه در زير طاقها نشسته بودند.  يك دسته از دزدان هم كه زنجيرهاي آهنين برگردن داشتند و به هم بسته شده بودند، با سر برهنه در آفتاب، در وسط حياط ديده مي شدند. حاكم قم، شوهر يكي از دختران شاه است. شاهزاده خانم، زن او، در تابستانشهر گرم قم را ترك كرده و با اطفال و اطرافيان خود به كوهستان رفته است. بنابراين، اندرون حكومتي خالي بود و به دستور حاكم اين قسمت عمارت را در اختيارما گذاردند

شهر قم به اندازه اي بزرگ است كه ما مجبور شديم سواره به سياحت آن بپردازيم. اين شهر سابقاً داراي دويست مقبره عالي بود كه اكنون سه ربع آنها خراب شده است( سفر نامه مادام ديولافوا، صص 104.242 – 215).

 

 

حاكمان قم

حاكمان قم در دوره قاجار به طور مستقيم از طرف دربار انتخاب مي شدند و برخي از آنان علاوه  بر اداره قم ، حكومت ساوه ، زرند و كاشان را داشتند . در زمان آقا محمد خان چند نفر از اهالي قمرود به علت حمايت آنها از خان قاجار در برابر زنديه به حكومت قم منصوب شدند ولي نام  آنان در منابع ذكر نشده  است

مهمترين حاكمان قم از عهد فتحعلي شاه تا پايان عصر ناصري عبارتند از  :

1)كربلايي حسين بيگ  نايب   حاكم قم در سال 1214ه بوده و تا سال 1219 ه اداره شهر را به عهده داشت (تربت پاكان  ج1، ص247)

2) حاجي محمد حسين خان  ، بيگلربيگي قم و اصفهان و كاشان را در سال 1219 ه بر عهده داشت 

3) محمد تقي بيگ در سال 1223ه حاكم قم بودند و اسدالله خان از سال 1223 تا 1244 حكومت قم را داشتند   (همان ص304 )

4) ميرزا ابوالقاسم خان  ، در سال  1244     ه در زمان فتحعلي شاه حاكم به حكومت قم رسيد ودر اين شهر دست به عمران و آبادي زد كه حفر قنات و ساختن كاروانسرا از جمله اقدامات اوست (سفرنامه قم ، افضل الملك ص 161)  

5) عبدالله خان امين الدوله فرزند  حاج حسين صدر اصفهاني تا سال 1248 حاكم قم بود بعدها به مقام صدر اعظمي فتحعلي  شاه نيز رسيد وجون با ولايت عهدي  محمد شاه مخالف بود پس از مرك فتحعلي شاه در اصفهان منزوي گرديد  ( همان ص164)

5) كيكاووس ميرزا    فرزند فتحعلي شاه  حاكم قم در سال هاي 1248 و 1249 ه بود كه تا پايان سلطنت پدرش حاكم قم بود ( تربت پاكان ،ج1 ، ص247 و 350 )

6) آقا خان محلاتي از رهبران فرقه اسماعيليه كه پس از مرگ پدرش شاه خليل كه در كهك قم سكونت داشت  ، به قم آمد و پس از دادخواهي در نزد فتحعلي شاه  صاحب اموال فراواني شد  و به دامادي شاه نيز مفتخر شد و به حكومت محلات و قم گماشته شد ولي در زمان محمد شاه متمرد گشت و آخرالامر به هند گريخت و  فرقه اسماعيليه را آنجا رواج داد (سفرنامه قم ، افضل الملك ص 120-124) 

7) ميرزا طالب خان و ميرزا عبدالباقي خان قزويني كه از جانب ميرزا نصر صدر الممالك به حكومت قم منصوب شدند.

8) ذوالفقار خان فرزند آقاخان نوري كه مدت 12 سال حاكم قم بود او كه در زمان صدارت پدرش حاكم قم بود در قم به تاسيس چند مدرسه ومسجد در نزديك ميدان مير اقدام نمود و در اين منطقه بازار وسيعي ساخت كه به بازار ذوالفقار خان مشهور است او به تعمير حرم مطهر و كاروانسراها اقدام نمود و در كاروانسراي حوض سلطان ، حوض بزرگي ساخت ( مراة البلدان ، ج2 ، ص1252و1281  )

9) جهانسوز قلي خان  ، از اقدامات مهم او حل مشكل كم آبي قم بود كه قناتي  را احداث كرد و آب انجا را روانه قم نمود ( سفرنامه قم ، افضل الملك ص165)

10) عبدالعلي خان اديب الملك فرزند حاجي علي خان اعمتاد السلطنه و برادر محمد حسن خان در سال هاي 1279تا 1281 ه 1293ه به حكومت قم منصوب شد ( مراة البلدان ، ج2 ، ص1586)

11) محمد حسين خان شاهسون ( شهاب الملك ) او در سال 1285 ه بر فراز ايوان طلا دوگلدسته رفيعي بنا كرد و كامران ميرزا قبه آن را مطلا نمود (تربت پاكان  ج1، ص68)

12) علي خان سنقري ريش بلند  ، كه پل عليخاني از مهم ترين آثار اوست او در سال 1292 ه حاكم قم بود و پل معروف را در مدت چهل روز ساخت و آب انباري در بقعه شاه جمال ساخت (تربت پاكان  ج2، ص155)

13)ميرزا سيد مهدي ، كه در سال 1295 ه حكمران قم بود به همت او محمد تقي بيك  ارباب قمي  كتاب دارالايمان را نوشت

14) ميرزا حسين خان و ميرزا علي خان

15) حاجي عباس قلي خان قاجار و حاجي حبيب الله خان

16) كامران ميرزا ، كه علاوه بر منصب نايب السلطنه و وزارت جنگ  از سال 1293 حكومت قم، كاشان وساوه را بر عهده داشت واو قبه دو گلدسته حرم مطهر را مطلا كرد ( افضل التواريخ ، ج2 ، ص122)

17)محمد مهدي خان اعتضاد الدوله  18) علي نقي ميرزا معروف به ركن الدوله در سال 1304و1305ه حاكم قم بود . 19) امين الدوله عبدالله خان اصفهان   20) سپهدار

21) سيد حسين متولي باشي كه در سال 1309 حاكم قم بود ( تاريخ و جغرافياي قم ، ص 84 )

22) محمد حسن خان معظم الدوله برادر با نفوذ ترين همير ناصرالدين شاه به نام قدسيه انس الدوله  ( افضل التواريخ ، ج2 ، ص80) او آخرين حاكم قم در دوره ناصرالدين شاه مي باشد

 

 

آثار تاريخي و فرهنگي

 مشهورترين آثار تاريخي و فرهنگي قم در دوره قاجار عبارتند از :

 1-مسجدامام حسن عسكري عليه السّلام:

اين بنا در نزديكي پل عليخاني و مجاور خيابان آستانه واقع است كه در گذشته «مسجد جامع عتيق» ناميده مي شد.( تربت پاكان، ج 2، ص 115) بناي اوليه مسجد بر طبق روايت هاي غير مستند در قرن سوم به دست وكيل امام حسن عسگري عليه السّلام «احمد بن اسحاق اشعري» بنا گرديده؛ پس از آن تاريخ نيز اين بنا بارها مرمت و نوسازي شده است؛ به طوري كه امروزه قديمي ترين بخش آن، ايوان جنوبي اش است كه به سال 1129 ق بنا گرديده است.

مسجد امام حسن عليه السّلام از گذشته از اعتبار زيادي برخوردار بوده و از قرن نهم به بعد متوليان آستانه مقدسه، توليت آن را بر عهده داشتند. اين مسجد در اواخر دوره صفوي بازسازي شده كه امروزه تنها ايوان جنوبي آن باقي است. بنا در دوره فتحعلي شاه قاجار بر اثر سيل، متحمل صدماتي گرديد كه از طرف «حاج حسين كدخدا» تعمير شد.

در دوره ناصرالدين شاه به سال 1286 ق «حاجي ابراهيم تاجر» در جهت غربي مسجد، شبستان و زيرزميني بزرگي بنا نهاد و بالاخره به سال 1295 ق «حاج علي نقي تاجر كاشي»، بخش هاي ديگر مسجد از جمله شبستان هاي شرقي و سر در و جلوخان را نوسازي كرد.( تاريخ قم، ناصر الشريعه ص 37)

2- مسجد جامع قم:

اين بنا در مركز بافت قديم شهر و در محله مسجد جامع واقع گرديده است كه از نظر قدمت پس از مسجد امام حسن عليه السّلام كهن ترين مسجد شهر قم مي باشد. بناي اوليه آن از آثار قرن ششم و عصر سلجوقي است.( مساجد ايران، ص 336) ، با شكوه ترين قسمت مسجد جامع كه در تناسب اندام و حسن منظر و زيبايي پيكر، ممتاز و بي نظير است، ايوان جنوبي آن است. اصل ايوان جنوبي از آثار قرن هشتم هجري است كه در دوره هاي صفويه و قاجاريه تعمير شده است.( مراةالبلدان، ج 2، ص 203) اين ايوان به دهانه 3/13، عرض 8/6 متر و ارتفاع 18 متر است و راستاي اصلي آن رو به قبله است. نقطه مقابل ايوان جنوبي كه در ميانه شبستان هاي شمالي مي توان مشاهده كرد، ايوان شمالي است اين ايوان از آثار عصر قاجار و فتحعلي شاه است. ايوان شمالي با دهانه 8/6 متر، و عرض 5/6 متر و ارتفاع 14 متر با كاشي كاري و مقرنس گچي نمودار است.

در مسجد جامع، شبستان ها، خلاقيتي بديع و ماندگار به آن داده است. مسجد پنج شبستان دارد كه دو تاي آن در اطراف گنبدخانه اند و متعلق به عصر صفوي و سه شبستان در شرق، غرب و شمال مسجد واقع است كه متعلق به عصر قاجار است.( گنجينه آثار قم، ج 2، ص 481) زيرزميني نيز در شبستان غربي در عصر ناصري به سال 1305 ق احداث گرديد. مسجد جامع قم دوازدهمين مسجد جامع ايران است كه در نوع خود با كاشي كاري ها و مقرنس كاري ها و كتيبه هاي قرآني از اهميّت و اعتبار خاصي برخوردار است.

     3- كاروان سراي خشتي پل دلاك:

اين كاروان سرا در 30 متري شرق كاروان سراي آجري واقع شده و طول آن 5/23 و عرض آن 22 متر است. مصالح آن از خشت و گل است. سر در ورودي آن از آجر استفاده شده و ساخت آن به عصر قاجار مي رسد. كاروان سراي گلي داراي يك حياط مركزي مي باشد كه گرداگرد آن حجره هايي است. شكل اصلي كاروان سرا مربع، با برج هايي در چهار گوشه آن بود كه متأسفانه دچار آسيب شده است. ورودي بنا از ضلع غربي آن در روبه روي كاروان سراي آجري پل دلاك بوده است.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 4867.)

4 – كاروان سراي باقرآباد:

اين كاروان سرا در تقاطع جاده قديم تهران – قم و در يك مسير فرعي به سمت غرب قرار گرفته است كه در راستاي راه اصلي و كاروان هايي كه در طول عصر قاجار در حركت بودند، بنا گرديده است. كاروان سراي باقرآباد با عبور جاده قديم به دو نيم شده است؛ قسمتي در شرق كه شامل يك ديوار و يك چشمه آب مي باشد و قسمتي در غرب كه فضاي اصلي كاروان سرا را در بر مي گيرد. اين قسمت داراي يك ورودي در محور اصلي است كه تقسيمات فضايي خاص خود را دارد و در هر طرف يك شبستان و پنج حجره به صورت قرينه ديده مي شود. مصالح عمده كاروان سرا، سنگ و آجر است كه از سنگ در ديواره ها و از آجر و پوشش سقف هاي گنبدي استفاده شده است.( همان، ش 4862)

5 – كاروان سراي پاسنگان:

اين كاروان سرا دركنارجاده قديم قم – كاشان قرارگرفته وبه شكل مربع 50*50 متر و از بناهاي چهارايواني است. در چهارگوشه بنا چهار برج نيم دايره و درطرفين ورودي ساختمان، ده طاق نماي تزييني وجود دارد.( كاروان سراهاي ايران، ص 123)  كاروان سرا با تزيينات آجركاري از آثار عصر صفوي است. به علت اين كه اين ناحيه نسبتاً خشك است دو آب انبار، يكي در ميان حياط مركزي و ديگري در خارج كاروان سرا ساخته شده است.

مصالح ساختمان آن از سنگ آجر است. اين كاروان سرا مورد بازديد و استفاده بسياري از جهانگردان واقع شده است. «مولر» يكي از اين جهانگردان، معتقد است: اين بنا به همت يك بازرگان قزويني به نام «حاجي محمدباقر» به سال 1807 م ساخته شده است.(همان ص175)

6 – كاروان سراي حوض سلطان:

اين كاروان سرا در بخش مركزي و شرق چشمه شور و شمال درياچه حوض سلطان واقع است. نقشه كاروان سرا به شكل مستطيل است و داراي چهار حياط است. در داخل حياط مركزي آن ايوان هاي متعددي وجود دارد و در گوشه هاي حياط، اتاق هايي كوچكي ديده مي شود. مصالح ساختمان آن از فاصله 20 كيلومتري به اين مكان آورده شده و چون به آب فراواني نياز داشتند، در كنار آن آب انبار دايره اي شكل به قطر 5/16 متر برپا كرده اند. مصالح به كار رفته در كاروان سرا آجر، سنگ، لاشه و ملاط گچ است، از نظر قدمت، اين كاروان سرا متعلق به دوره صفوي – قاجار است.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 7695)

7 – كاروان سراي قلعه صدري:

كاروان سراي قلعه صدري در انتهاي منطقه زندآباد و ابتداي جاده گازران واقع است. سبك معماري و نماي آن نشانگر معماري عصر قاجار مي باشد. طول كاروان سرا 300 و عرض آن 230 متر است. ورودي اصلي كاروان سرا در مركز ضلع شرقي آن واقع است. اين بنا داراي 12 برج است كه چهار برج آن در چهار گوشه و دو برج در طول هر ضلع قرار دارد؛ برج ها 12 ضلعي است و پوشش آن گنبدي شكل مي باشد. سالم ترين قسمت بنا ورودي آن است كه در دوره هاي مختلف مرمت شده است. در داخل كاروان سرا حمام و مسجد نيز وجود دارد. در واقع اين كاروان سرا را مي توان يك شهر كوچك در دوره قاجار تصور كرد كه با برنامه و طرحي كامل احداث شده است.( همان، ش 4862.)

8 – كاروان سراي عسگرآباد:

اين كاروان سرا با فاصله كمي از پل عسگرآباد در مسير جاده قم – تهران واقع شده است و قدمت آن به دوره قاجار مي رسد. ورودي اصلي كاروان سرا در ضلع شرقي آن، در مجاورت جاده باستاني قرار داشته است. پس از هشتي، صحن كاروان سرا قرار دارد. عرض آن 50 و طول آن 65 متر مي باشد. قسمت غربي كاروان سرا تقريباً از بين رفته و قسمت شمالي آن حدود 9 متر دهانه قابل تشخيص دارد. مهم ترين مصالح به كار رفته در بنا آجر، خشت و ملاط گل است. نكته قابل توجه درباره مجموعه پل و كاروان سراي عسگرآباد قرارگيري ورودي اصلي كاروان سرا در نقطه تلاقي بنا با راستاي مسير باستاني است.( همان، ش 4862.)

      9-  كاروان سراي منظريه:

كاروان سراي منظريه در 25كيلومتري قم در جاده قديم قم – تهران واقع و از نظر قدمت و استخوان بندي مربوط به دوران قاجار مي باشد. كاروان سرا در زمره بناهاي چهار ايواني با نقشه مربع مستطيل با يك حياط مركزي در وسط و اتاق ها و حجره هاي كوچك در طرفين و يك اندروني و دو رديف اصطبل، با يك ورودي بسيار زيبا در ضلع شرقي بنا مي باشد.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 3621) محور اصلي كاروان سرا در ميان نماي اين سر در قرار گرفته و در برابر آن ميدان گاهي است كه در دو طرف نماي سر در، ورودي دو جناح ساختمان وجود دارد. به نظر «ماكسيم سيرو» معمار كاروان سرا بدون شك ارتباط و آشنايي با معمار مجموعه علي آباد داشته و كوشش كرده در اين بنا نيز از سبك مجموعه علي آباد استفاده كند. مصالح به كار رفته در بنا لاشه سنگ، آجر، كاشي و ملاط گچ است.

   10 – تيمچه بزرگ قم:

اين بناي برجسته در بافت بازار نو و در جبهه شمالي آن واقع است كه در اواسط عصر قاجار و ناصري برپا شده است. بناي فوق، نگين راسته بازار نو قم محسوب مي شود و در شهر قم، نشانگر آخرين نفس هاي معماري سنتي است.

مجموعه تيمچه بزرگ از آثار هنري است كه به هنرمندي «استاد حسن معمارباشي» – معمار صحن نو و ايوان آينه حرم مطهر حضرت معصومه عليها السّلام – به سال 1201 ق بنيان گرديد. دو تيمچه ديگر، يكي از اعتضادالدوله حكمران قم و ديگري از صدراعظم نيز از آثار هنري همين معمار است كه بر اثر احداث خيابان آذر و آستانه آن دو تخريب شدند، از اين رو اينك تيمچه مزبور را «تيمچه بزرگ» مي نامند. باني بنا «مرحوم سيدمحمود طباطبايي» تاجر بزرگ قم و پدر «مرحوم حاج آقا حسين طباطبايي قمي» است.

تيمچه با درب ورودي رو به راسته بازار نو متشكل از سه گنبد و دو نيم گنبد است كه قسمت مركزي دهانه آن 15 متر و ارتفاع 15 متر و در طول 28 متر بدون ستون مي باشد.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 1902)  تيمچه در مجموع، داراي 20 حجره تحتاني و 12 غرفه فوقاني است. اين بناي زيبا در دهه 1350 ش براي انباشت و عرضه فرش در نظر گرفته شد. در حالي كه براي تجارت خانه برپا شده بود.( همان، ش 1902.)

بنا داراي دو بخش عمده است: نخست: بناي اصلي است كه متشكل از صحن و دالان ها و حجره هاي دو اشكوبه مي باشد كه ورودي حجره هاي پيرامون آن به همراه دو ورودي به راستاي بازار نو باز مي شوند. دوم: بخش خدمات است كه در انتهاي بناي اصلي، شامل صحن روباز مياني و اتاق هايي پيرامون آن مي باشد. يكي از جالب ترين نكات در ساخت بناي تيمچه بزرگ، طراحي صحن آن است كه با تقسيم بندي به سه گنبد و دو نيم گنبد مي باشد كه به گونه اي بسيار بديع، پوشش يافته استمعماري زيبا و مجلل تيمچه، تجارت تك كالايي آن، جايگاه طراز اول و سكونت و آرامش از ويژگي هاي تيمچه بزرگ مي باشد.

11 – حمام حاج عسگرخان:

در بافت قديم شهر قم و در راسته بازار نو اين مجموعه واقع است كه از دو بخش حمام و چاله تشكيل شده است. درب ورودي حمام در كناره مغازه هاي راسته بازار نو قرار گرفته كه با تغييرات در سيستم هاي تابستاني آن هنوز فعال است و مورد استفاده قرار مي گيرد. در قسمت ورودي حمام، كتيبه اي سنگي نصب شده كه توضيحاتي درباره ساخت بنا در آن آمده است كه تايخ آن سال 1216 ق را بيان مي كند. بر اساس اين نوشته مي توان گفت كه قدمت ساختمان آن به دوره قاجاريه و حكومت فتحعلي شاه مي رسد. فضاي اصلي، حمام مربعي با ابعاد 11 متر است. در مركز اين فضا گنبدي قرار دارد كه بر روي 8 ستون پنج ضلعي برپا شده است. قرارگيري اضلاع آن به صورت قرينه و هماهنگ با اضلاع مربع اطراف آن، شكل زيبايي به وجود آورده است.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم.
ش 4871.) بعد از آن يك هشتي كوچك قرار گرفته كه به دومين گنبد بزرگ حمام راه دارد. نقشه اين گنبد، مربعي با ابعاد حدود 10 متر است كه چهار ستون در وسط آن قرار گرفته است فضاي زير گنبد به شكل رختكن حمام مورد استفاده قرار دارد و فضاي دوم قسمت استحمام و شستشو است. به موازات اين فضاها در قسمت شرقي ساختمان چاله حوض واقع شده است

11 – پل دلاك:

اين پل در مسير جاده دوره صفوي تهران – قم و بر روي «رودخانه ساوه» واقع شده است. پل در دامنه جنوبي كوه هاي درياچه حوض سلطان قرار دارد. آثار باقي مانده از پل داراي دو محور است.

الف) عمود بر مسير رودخانه قره چاي و كاروان سراي آجري دلاك كه اين محور داراي يك دهانه سالم و چهار جرز قابل تشخيص و پايه هاي پل است.

ب) با چرخشي نسبت به محور اول كه به نظر مي رسد عمود بر محور حركت آب باشد كه نيزداراي سه دهانه سالم و سه عدد چاله قابل تشخيص است. پايه هاي اصلي پل از سنگ بوده، پوشش آجر بنا شده است. از آن جا كه مسير حركت آب در ساليان متمادي تغييرات فراواني نموده، باعث آسيب هاي زيادي در ساختمان پل شده است.( بناهاي عالم المنفعه، ص 165)  قدمت پل به اوايل دوره قاجاريه، همزمان با احداث كاروان سراي آجري دلاك به دست «اميرمحمدحسين حاكم» قم مي رسد

12 –  پل طايقان:

پل طايقان، در فاصله 30 متري روستاي طايقان و در سمت شمال آن بر روي رودخانه قمرود احداث شده است. قدمت بنا به دوره هاي صفوي – قاجار مي رسد. پل داراي 5/37 متر طول و ارتفاع آن از پس 70/3 متر و از كف رودخانه 70/9 متر مي باشد كه متشكل از دو چشمه يكي كوچك و ديگري بزرگ با طاق قوسي است. مصالح به كار رفته در مساحت پل، شامل آجر، سنگ و ساروج و گچ است.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 8630.)

13- قلعه هاي منطقه قمرود قم

در عصر قاجار، اداره منطقه قمرود به شخصي به نام «ميرزا نظام غفاري» (مهندس الممالك) واگذار شد. او نيز با سعي و كوشش فراوان اين منطقه را آباد ساخت و مجموعه ابنيه اي در منطقه بنا كرد كه دقيقاً با شرايط محيطي و جغرافيايي منطقه سازگار بود و در ساختمان آن اصول معماري ايراني را نيز رعايت نمود. علاوه بر اين در مسير روستاي قمرود تا بقعه شش امامزاده را با كاشت نهال هاي توت و عرعر مزين كرد.( بررسي باستان شناسي قمرود، ص 137) عمده ترين عمارت ها و قلعه هايي كه در منطقه قمرود شكل گرفت، عبارت است از:

الف – بادگير و عمارت حوض خانه قمرود:

«ميرزا نظام غفاري» پس از آن كه به منطقه قمرود آمد، براي سكونت خود قلعه و خانه اربابي بسيار زيبايي برپا داشت. او با توجه به شرايط محيطي و جغرافيايي منطقه و رعايت اصول معماري اين عمارت را بنا كرد؛ در حال حاضر از خانه اربابي فقط حوضخانه و بادگير آن باقي مانده است كه الهام گرفته از منطقه كاشان است.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 4861.)

ب – قلعه قمرود:

اين قلعه را ميرنظام براي اسكان خانواده خود و اطرافيانش در جوار قلعه كهن قمرود كه مربوط به دوره صفوي است، برپا داشت. قلعه، داراي بازارچه و نيز يك حياط مركزي بوده كه گرداگرد آن اتاق هايي داشته است. بنا داراي دو طبقه بوده و داراي حوضخانه و بادگير نيز بوده اين قلعه به دليل گسترش روستاي قمرود رو به ويراني نهاده است.

پ – قلعه مظفرآباد:

اين قلعه را «ميرنظام غفاري» در شرق قمرود براي يكي از پسرانش به همين نام بنا كرد. قلعه داراي پنج برج است كه چهار برج آن در چهار گوشه و يك برج در ميانه ضلع شرقي قرار دارد. درِ قلعه به سمت غرب باز مي شود و داراي يك حياط مركزي است كه در چهار طرف، حجره هايي با يك ايوان به عرض بيش از يك متر قرار دارد.

قلعه، دو حياط خلوت دارد معمولاً روستا قلعه در طي زمان و به تدريج شكل گرفت يا اين كه ابتدا يك چهار ديواري ساخته مي شد و بقيه تأسيسات در درون آن به مرور شكل مي يافت؛ ولي در مورد قلعه هايي كه «ميرزانظام غفاري» برپا داشته است وضع دگرگونه است؛ يعني ابتدا قلعه با همه عوامل ساختماني ايجاد شده سپس افراد در درون آن اسكان داده شده اند.( بررسي باستان شناسي قمرود، ص 114)

ت – قلعه مَلَك آباد:

اين قلعه را ميرزانظام براي دخترش برپا داشته و در آن آسيابي آبي نيز احداث كرده بود كه اينك به جز نقش كوچكي از قلعه، آثار ديگري بر جاي نيست و مي توان دريافت كه قلعه از خشت و گل و داراي چهار برج در چهار گوشه بوده است.

مزيت مهم «قلعه ملك آباد» وجود آسياب آن بوده؛ زيرا در حقيقت اين تنها آسياب كل منطقه قمرود در عصر ناصرالدين شاه قاجار بوده است.( همان، ص 138)

ث – شيرين قلعه:

اين قلعه در شرق قمرود واقع شده كه جز سر درب و بخشي از بقاياي ديوار شمالي آن چيزي باقي نمانده است. قلعه از نظر ساخت و ساز مربوط به عصر قاجار است.( همان، ص 138)

14 – مجموعه تاريخي و فرهنگي طينوج:

اين مجموعه در بخش خلجستان درون بافت قديمي «روستاي طينوج» احداث گرديده است كه مربوط به دوره صفوي – قاجار است. اين بنا شامل: كاروانسرا، مسجد، آب انبار وپل است.

در حال حاضر، اهالي روستا از پل براي تردد، از مسجد به عنوان نمازخانه و از كاروان سرا براي نگهداري چهارپايان استفاده مي كنند. كاروانسراي اين مجموعه از نوع دو ايواني است كه شامل: اصطبل، و اتاق هايي جهت استفاده كاروانيان بوده است. بنا داراي يك حياط مركزي و دوازده ايوانچه و بارانداز و 14 حجره مي باشد. معمار بنا «حاجي جعفر» بوده و مجموعه از آجر سنگ لاشه و ملاط و ساروج ساخته شده است.( پرونده ثبتي ميراث فرهنگي استان قم، ش 8626.)

 

نتيجه

قم يكي از شهرهاي باستاني ايران در پيش از اسلام مورد توجه حكام وقت بوده از مهم ترين مراكز نظامي ايران قبل از اسلام بوده و سابقه شهر نشيني آن به ادوار اوليه تاريخي بر مي گردد ، اين شهر پس از اسلام يكي از مذهبي ترين شهر هاي اسلام بوده و به پناهگاه شيعيان و مآمن علويان مشهور مي شود وبا قرار گرفتن مرقد حضرت معصومه (س)  عده كثيري از محدثين در اين شهر جمع مي شوند و مكتب قم را به راه مي اندازند

قم در طول تاريخ مانند همه شهرهاي ايران در معرض حملات بي امان مهاجمان قرار مي گيرد و صدمات جبران ناپذيري را متحمل مي شود كه هعد عباسيان ، غزنويان ، مغولان و تيموريان از بدترين دوره براي اين شهر بوده و عصر آل بويه ، سلجوقيان ، جانشينان چنگيزو تيمور ،صفويه و دوره پادشاهي فتحعلي شاه از بهترين اعصار براي مردم قم بوده كه قرابت اعتقادي و تسامح پادشاهان ادوار مزبوز در اين امر نقش به سزايي داشنه است

آقا محمدخان قاجار به قتل عام مردم و آتش‏زدن خانه و كاشانه آنان پرداخت وقتي شهر را فتح نمود و مدتي در قم توقف نمود و در اين مدت سكه اي ضرب نمودولي در دوره فتحعلي شاه اوضاع قم رو به بهبودي نهاد  ، اودر تعمير و تزيين شهر قم كوشيد ، گنبد حرم حضرت فاطمه معصومه (س)را با خشت هاي مسين زراندود نمود و يك بيمارستان (مدرسه دارالشفا) يك مهمان‌سرا در شهر قم ايجاد كرد و مدرسه فيضيه را تجديد بنا نمود و براي خودش مقبره اي در جوار مرقد حضرت فاطمه معصومه (س) ساخت

در زمان محمدشاه، سومين پادشاه قاجار، دوباره خرابي به قم راه يافت محمد شاه، مانند اسلافش، براي صيد و شكار و زيارت به قم مي آمد. او در سال 1266 ه .ق. در سفري كه به قم داشت، دستور داد ايوان بقعه مباركه را به اتمام برسانند

در دوره پادشاهي ناصرالدين شاه، قم بارديگر رو به آبادي نهاد. ناصرالدين شاه دستور داد قناتي براي تهيه آب كشاورزي حفر كنند. اين قنات كه به همّت و اصرار محمدتقي ارباب حفر شده بود، به قنات ناصري معروف شد در اين دوره قم دچار حوادثطبيعي بسياري شد و صدمات زيادي ديد

 در دوره قاجار بناهاي فرهنگي و عمراني احداث گرديد  و امامزادها مرمت ومدارس زيادي ساخته شد و يا توسعه يافت

 

 

 

 

 

منابع و ماخذ

  1. اديب كرماني ( افضل الملك ): سفرنامه قم ، تصحيح مدرسي طباطبايي ، وحيد، 1369 ه
  2. ارباب ، محمد تقي بيك : تاريخ دارالايمان قم ، بي تا ، بي جا
  3. اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان : تطبيق لغات جغرافيايي قديم و جديد ، اميركبير، 1363
  4. اعتضاد السلطنه ، علي قلي ميرزا: اكسير التواريخ، به اهتمام جمشيد كيان فر، وسيمين، تهران، 1370.
  5. ————–: فتنه باب به اهتمام عبدالحسين نوائي، بابك، تهران، 1362، چ 3.
  6. بار تولد : تذكره جغرافياي تاريخي ايران ، ترجمه حمزه سرداد و طالب زاده ، توس ، تهران 1373
  7. بروگش ، هيزيش كارل : در سرزمين آفتاب ، ترجمه مجيد جليل وند ، مركز ، تهران ، 1374
  8. ——————: : سفري به دربار سلطان صاحبقران، كارل ، ترجمه حسين كرد بچه، تهران، انتشارات اطلاعات، 1367
  9. بلاذري ، احمد بن يحيي : فتوح البلدان، نقره ، تهران 1337.
  10. پري ، جان : كريم خان زند ، ترجمه علي محمد ساكي ، فراز ، تهران ، 1365
  11. پژوهشگاه هنر و فرهنگ اسلامي : بناهاي عام المنفعه ، حوزه هنري، تهران، 1379 ش
  12. پيرنيا حسن: ايران باستان ، ابن سينا، تهران ، 1371، ج1،
  13. ثعالبي، ابومنصور: تاريخ غررالسير با شاهنامه كهن پارسي، مكتبه اسدي ، تهران ، 1963م .
  14. پولاك ، ياكوب ادوارد : ايران وايرانيان ، ترجمه كيكاووس جهانداري ، خوارزمي ، تهران ،1368
  15. خورموجي ،‌ محمد جعفر : حقايق الاخبار ناصري ، به كوشش سيد حسين خديوجم ، ني 1363،
  16. دوبد ، بارون : سفرنامه لرستان و خوزستان ، ترجمه محمد حسين آريا ة علمي و فرهنگي ، تهران ، 1371
  17. دورو ششوار، دورو ششوار: خاطرات سفر ايران، ترجمه مهران توكلي، نشر ني، تهران 1378
  18. ديولافوا ، مادام : سفرنامه مادام ديولافوا ، ترجمه فره وشي ، دنياي كتاب ، تهران ، 1378
  19. پرونده‌هاي ثبتي.سازمان ميراث فرهنگي قم ،
  20. سلطان زاده، حسين: مقدمه‌اي بر تاريخ شهر و شهر نشيني در ايران ، امير كبير ، تهران ، 1367.
  21. سيرو ، ماكسيم  : كاروانسراهاي ايران ، ترجمه عيسي بهنام، قاهره، 1949 م
  22. رياضي هروي ، محمد يوسف  : عين الوقايع  ، تصحيح محمد آصف فكرت، آموزش انقلاب اسلامي، 1372
  23. شاردن: سياحت نامه شاردن، ترجمه محمد عباسي، تهران ، اميركبير، 1341.
  24. طبري، محمدبن جرير : تاريخ طبري ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، اساطير ، تهران ، 1373 ، ج 13.
  25. عرب ، كاظم  :‌” مكان يابي و پيدايش شهر قم”، فصلنامه فرهنگي و پژوهشي، اداره كل ارشاد قم، سال پنجم، ش 17 و 18
  26. عضدالدوله ، ميرزا احمدخان : تاريخ عضدي ، تصحيح عبدالحسين نوائي، علم، تهران، 1376.
  27. عضدالملك، ناصر : سفرنامه عضدالملك به عتبات به كوشش حسن مرسلوند، مؤسسه پژوهش مطالعات فرهنگي، تهران، 1370
  28. فلاندن ، اوژن :سفرنامه اوژن فلاندن ، ترجمه حسين نور صادقي ، اشراقي ، تهران ، 1356
  29. فقيهي ، علي‌اصغر : تاريخ مذهبي قم  ، زائر ، قم ،1378
  30. فلسفي ، نصراله : زندگاني شاه عباس اول ، علمي ، تهران ، 1371 ، ج 2.
  31. فوريه: سه سال در ايران، دكتر ترجمه عباس اقبال آشتياني،
  32. .فقيه جلالي ، محمد مهدي : انوار پراكنده ، مسجد جمكران، قم، 1376، ج 2
  33. فيض ، عباس : گنجينه آثار قم  ، بي تا ، قم ، 1350.
  34. قمي ، حسن بن محمد : تاريخ قم: ترجمه حسن بن علي بن عبدالملك قمي، كوشش سيد جلال الدين تهراني، توس، تهران ، 1361.
  35. كابلي، مير عابدين: بررسي‌هاي باستان شناسي قمرود، سازمان ميراث فرهنگي كشور، تهران، 1348، ج 1،
  36. كاتف ، فدت آفاناس يويچ :سفرنا مه كاتف ، يرجمه محمد رضا همايونفرد ، تهران ،1356
  37. كارلاسرنا : سفرنامه (مردم و ديدنيهاي ايران)، ترجمه غلامرضا سميعي، نشر نو، تهران 1363
  38. كچوئي قمي اردستاني نائيني، محمدعلي : انوارالمشعشعين تحقيق: محمد رضا انصاري قمي، آيةالله مرعشي نجفي، ج 1، 1381
  39. كرزن ، جرج ن : ايران و قضيه ايران ، ترجمه غلامعلي وحيد مازندراني، علمي و فرهنگي، تهران، 1373، ج 2، چ 4.
  40. كرماني ، افضل‌الملك : تاريخ و جغرافياي قم ، وحيد ، تهران .
  41. كياني ، محمد يوسف: تاريخ هنر و معماري در ايران دوره اسلامي، سمت، تهران، 1374.
  42. گدار، آندره: آثار ايران، ترجمه ابوالحسن سرومقدم ، آستان قدس ، مشهد 1371.
  43. لسترنج ،گي: جغرافياي تاريخي سرزمين‌هاي خلافت شرقي ، ترجمه محمد عرفان، علمي و فرهنگي ، تهران 1364
  44. مدرسي طباطبائي، حسين: قم در قرن نهم هجري ، چاپخانه حكمت، قم، 1350.
  45. —————– : تربت پاكان، مهر ، قم ، 1355، ج2.
  46. —————–:نامه اي ميرزاي قمي به آقا محمد خان،ماهنامه وحيد، س 11، ش 11 و 12، بهمن و اسفند 1352 ه صص 1151 – 1150 و 1221 – 1214؛ س 12، ش 1 فروردين 1353، صص 42 – 32
  47. —————:پنج نامه ازفتحعلي شاه به ميرزاي قمي ماهنامه بررسي هاي تاريخي س 10، ش 4، مهر و آبان 1354 ه . ش.، صص 276 -247
  48. مستوفي ، عبدالله : شرح زندگاني من ، زوّار، تهران، 1377، ج 1 و 3
  49. مقدس زاده ، محمد :‌ رجال قم ، چاپخانه مهر ، 1325.
  50. ناصرالشريعه : تاريخ قم ، دارالفكر، قم، بي تا
  51. نجفي ، موسي :انديشه تحريم در تاريخ سياسي ايران ، آستان قدس ،مشهد ،1381
  52. نصر، سيد تقي :ايران در برخورد با استعمارگران» ، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1363
  53. نفيسي ، سعيد  : تاريخ اجتماعي و سياسي ايران در دوره معاصر ، بنياد، تهران، 1372، ج 2،
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.