اتاقی برای مردگان

0

هر گاه برای مراسم تدفینِ هم‌ولایتی‌هایِ تازه به رحمت ایزدی پیوسته به گورستانِ جنب امامزاده زکریای روستای منصورآباد می‌رفتم، آنچه بیش از هر چیزی توجهم را به خود جلب می‌کرد، وجود اتاقکی زیر زمینی به ابعادِ تقریبیِ سه متر در سه متر در گوشه‌ای از قبرستان بود که قسمتی از سقف آن فرو ریخته و داخل آن را نمایان ساخته بود و اگر این فرو ریختگیِ سقف نبود با توجه به در زیر خاک قرار گرفتن اتاقک، کسی متوجه آن نمی‌شد‌.
سقفِ خشتیِ این اتاقک، هم‌سطحِ قبرها و قوسی شکل بود و آنچه از حفره‌ به وجود آمده مشاهده می‌شد، سکو‌هایی دراز در چهار طرف آن بود که به علت ریزش سقف و آوارِ ناشی از آن، چندان قابل تشخیص نبود.

گورستانِ روستای ما در بالای دره‌ کوچکی واقع شده و در پایین آن مسیلی وجود دارد که از کفِ آن با بُرشِ بخشی از سینه‌ تپه، جاده‌ای از کنار قبرستان کشیده‌اند و آن اتاقکِ زیر زمینی، درِ چوبیِ کوتاهی داشت که به این جاده باز می‌شد و با تکه چوبی ساده که مانند پشتی در عمل می‌کرد، از ورودِ احتمالیِ حیوانات به آن جلوگیری می‌شد.
من به مرور متوجه شده بودم افراد به طور محسوسی از نزدیک شدن به آن مکانِ خاص خودداری کرده و کودکان را نیز از رفتن بدان‌سو بر‌حذر می‌دارند.
دو سال پیش که برای مراسمِ ختمی دیگر بدان مکان رفته بودم، در نهایتِ تعجب از اتاقکِ زیرزمینی اثر و نشانی نیافتم و تنها با درختی تازه غرس شده در محل سابق آن روبرو شدم!
ناچار برای فهمِ ماجرا از چند نفر علت پر کردن آنجا را جویا شدم. همگی به اتفاق گفتند شورای دهیاری منصورآباد با توجه به خطر ریزشِ بیشترِ سقف و احتمال سقوطِ مردم در آن و نیز درخواستِ خودِ اهالی به پُر کردن آن اتاقک اقدام کرده است.

قحطی بزرگ سال‌های ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ هجری خورشیدی (دو سال آخر جنگ جهانی اول) نیمی از نفوس ایران را به کام مرگ کشید. در مورد علل ایجاد این قحطی گسترده و فراگیر، دولت بریتانیای کبیر مقصر اصلی بود که با خرید تمام غله و خوارو بار کشور، جلوگیری از ورود مواد غذایی از آمریکا و نپرداختن پول نفت خریداری شده به دولت ایران، فاجعه‌ای با چنین ابعاد بزرگی را رقم زد.

روستای منصورآباد به دلیل اینکه کمتر با شهر رابطه‌ تجاری داشت و اهالی آن محصولاتشان را به صورت پایاپای و کالا به کالا با یکدیگر مبادله می‌کردند در جریان قحطی معروفِ جنگ بین‌الملل اول، تا حد زیادی از آسیب‌های آن مصون ماند و به صورت واحه‌ای درآمد که از روستاهای اطراف برای دریافت کمک به آن مراجعات زیادی می‌شد.
این تردد افراد قحطی‌زده باعث شده بود جنازه‌ افراد بی‌شماری در داخل و خارج روستا بر زمین بیفتد و خطر شیوع بیماری‌های واگیرداری چون طاعون و وبا در آنجا افزایش یابد.
ابتدا مردم منصورآباد به دفن مردگان اقدام کردند اما به‌تدریج در برابر سیل اجسادی که روی دستشان مانده بود عاجز شده و سرانجام تصمیم گرفتند اجساد را در اتاقکی زیر زمینی که در گوشه‌ای از قبرستان وجود داشت قرار دهند و از زحمت بی‌حاصلِ کفن و دفن مردگانِ بی‌شمار رهایی یابند، اما یکی از اهالی روستا که در سنین حدود هفتاد سالگی بود با این تصمیم به مخالفت بر‌می‌خیزد و در توضیح مخالفتش می‌گوید ما مسلمانیم و وظیفه داریم نگذاریم جنازه‌ مسلمان بر زمین بماند و من هزینه‌ این کار را متقبل می‌شوم. واقعاً کار ما مسلمانان هنوز آنقدر به خِنِسی نخورده است که بخواهیم مردگانمان را به شیوه‌ گَبریان و در آرامگاه‌های آنان و بدون کفن و دفن رها سازیم.
مردی که چنین حرفی زد کسی نبود جز حاج حسین اسحاقی (۱۲۲۸ – ۱۳۳۳ خورشیدی) که در خلجستان به انجام کارهای خیر و عام‌المنفعه شهره‌ بود و حتی اولین مسجدِ روستا در سال‌های دهه‌ ۱۲۷۰ هجری خورشیدی را هم او پایه‌گذاری کرده و به انجام رساند.
مرحوم حاج حسین اسحاقی برای کفن و دفن هر جسد مبلغ دویست دینار (دو قِران) اختصاص داد و وظیفه‌ شرعی و اخلاقی خود را به حدّ احسن به انجام رساند تا این‌که با خروج نیروهای انگلیسی کم‌کم اوضاع کشور به روال عادی بازگشت.

پیشینه‌ “گور اتاق” با توجه به اعتقادِ کهن‌سالانِ روستا که آن را به گبرها نسبت می‌دهند به احتمال قوی به دوره‌ پیش از اسلام بازمی‌گردد و با توجه به حفاظتی که از اجساد در “گوراتاقِ” مذکور صورت گرفته است، مشخص می‌شود که گبرها حداقل در زمینه‌ دفنِ مردگان، هیچ وجه تشابهی با زرتشتی‌هایی نداشتند که جسد مردگانشان را در گور دخمه‌های روباز قرار می‌دادند تا لاشه‌خواران آنها را بخورند.
از زیر خاک در آوردنِ”گور اتاق” و روشن کردنِ زوایای پنهان این اثر تاریخی و مهجور به‌ویژه تحقیق در خصوص ماهیت واقعی گبرها، سپس ثبت ملی و شناساندن آن به جامعه‌ گردشگری از کارهایی است که می‌تواند رغبتِ گردشگران برای ورود به این منطقه را بیشتر کند.

🔹عباس حمیدی – روستای منصورآباد بخش خلجستان قم

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.