نوروزنوشتِ سيزدهم: «سيزده به در قاجاری‏»

كوه دوبرادر در پهلوی كوه خضر است. دو كوه است، يعنی دو قله است متصل به‌هم گويا معمار از روی قرينه و قاعده با هم ساخته است. عرض و طول و ارتفاع هر دو مقابل است. چشمه‌سار ندارد. در محاذی آن قلعه خرابه‌ای* در سر کوه واقع است. گویا قلعه‌جات در…

نوروزنوشتِ دوازدهم: «سال تحویل حرم و دروغ‌هاى حاج ميرزا زكى‌خان‏»

سه شنبه 22 شهر جمادى‌الثاني صبح چند نفرى ديدن آمدند. بعد اندرون آمديم. حاجى افخم‌الدوله تمام از طهران صحبت مى‏‌داشت. صحبت بامزه او اين بود كه حاجى ميرزا زكى‌خان* گذشته از تقليدها كه در تياتر بيرون مى‌‏آورد هر چندوقت يك‌مرتبه با تلفن يا…

نوروزنوشتِ یازدهم: «شب سال نو و گران شدن کرایه‌ی مهمانخانه‌ها به روایت آلفونس گابریل»

«در حین جشن‌های نوروزی سال 1933 میلادی (1312 شمسی) ما در شهر قم بودیم و این موقعیت را داشتیم تا زائران را که خیابان‌ها و بازارها را مسدود کرده بودند از نزدیک مشاهده کنیم. در این زمان کوچک‌ترین محل سکونت به گران‌ترین قیمت‌ها عرضه می‌شود.…

نوروزنوشتِ دهم: «خاطرات دیوان‌بیگی از امین‌السلطان، هفت‌سین و سکه طلا برای عیدی»

«ماه شوال حوت و نزديك عيد بود. در اين فصل هم هواى قم بسيار خوب و باغات كنار رودخانه و شكوفه و هواى قم خيلى مطبوع است. در 27 اين ماه شوال عيد نوروز و تحويل حوت تحمل شد. رفتيم ميان صحن جديد كه تبركا موقع تحويل در آن مكان شريف باشيم.…

نوروزنوشتِ نهم: «ارسال پيشكش نوروزی»

رونوشت تلگراف امين‌السلطان به عباس ميرزا نايب‌الاياله در باب ارسال پيشكشی نوروزی، پاسخ عباس میرزا مبنی بر امتثال امر و ارسال مبلغ مذکور: «از طهران به‌قم/ نواب والا امیرزاده عباس میرزا نایب‌الاباله زبد اجلاله پنجاه تومان…

نوروزنوشتِ هشتم: «تحویل سال 1355 شمسی»

هنگام تحویل سال 1355، بیش از هشتاد هزار مسافر در قم به‌ سر می‌بردند و لحظات سال جدید را در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س) گذراندند. هتل‌ها و مسافرخانه‌های قم، از بعدازظهر پنجشنبه گذشته محلی خالی برای پذیرش ندارند. خوشبختانه امسال با…

نوروزنوشتِ هفتم: «رسم زیارت در ایام نوروز به روایت مریت هاکس»

خانم مریت هاکس روزنامه‌نگار امريكایی در سال 1311 شمسی در سفر به ایران در گذر از قم به دعوت میرزا محمدباقر متولی‌باشی به اتفاق او به باغ سالاريه می‌رود و مسیر را چنین توصیف می‌نماید: «ساعت چهار و نیم بعد از ظهر افسر راهنمای من آمد که مرا…

نوروزنوشتِ ششم: «خاطرات محمد مسعود از رسومات عید قم بعد از سال‌های وبا»

در میان زندگی سراسر عزا و در طول حیاتی که از عزا، عزای فقر، عزای گرسنگی، عزای عزیزان و عزاهای مذهبی اشباع شده بود گاه‌گاه ایام عید و جشنی هم وجود داشت. عید نوروز بزرگ‌ترین عیدی بود که از زیر فشار و سنگینی عزاهای ما هر سال یک‌مرتبه قد راست…

نوروزنوشتِ پنجم: «مهمان‌نوازی و خدمات شهرداری به مسافران و زائران در نوروز»

از جمله اقدامات جالب شهرداری قم چاپ نشریه‌ای برای معرفی شهر قم بوده که با معرفی مختصری از تاریخچه‌ی قم آغاز می‌گشته، اماکن و بناها را معرفی می‌نموده و خدمات و ملاحظات شهری در زمان چاپ نشریه را برای رفاه حال مسافران و زائران به‌صورت رایگان…

نوروزنوشتِ چهارم: «افتتاح پل حجتیه»

ساختمان پل حجتیه با موافقت جناب آقای استاندار از محل فروش انهار مترو که شهرداری به مبلغ 3/900/000 ریال زیر نظر هیات امنائی شروع شد و هزینه‌های بعدی آن از محل‌های مختلف تامین گردید و در مدتی کوتاه نیز به پایان رسید و روز اول سال 1353 (نوروز)…